و نيز تاريخ امامان شيعه مىشد . در اين تواريخ به دليل غلبهء نگرش صوفيانه ، نوعى نگرش غير تجربى در تاريخ و نيز شرححالنويسى رواج يافت كه سر سلسلهء آن رشته تأليف طبقات الاولياء و امثال آن در چند قرن پيش از آن بود . زندگى اقطاب خارج از دائرهء معمول زندگى انسانها شكل مىگيرد و همه چيز بارها فراتر از حد طبيعى خود قرار دارد . ليست طويلى از اين قبيل آثار تاريخى كه نوعا نيز فاقد ارزش علمى در حوزهء تاريخنگارى بوده و همزمان با از ميان رفتن تصوف ارزش خود را از دست داده است ، در ادبيات فارسى استورى ، بخش تاريخ ، آمده است .
برخى از مشهورترين آنها در ميان اهل سنت صوفى مسلك كه مردم عمدتا نگرش تاريخى خود را از آنها مىگرفتند عبارت بودند از : المقصد الاقصى فى ترجمة المستقصى ، از متن عربى آگاهى در دست نيست و ترجمه به دست كمال الدين حسين خوارزمى در قرن نهم انجام شده است . « 1 »
المجتبى من كتاب المجتبى فى سيرة المصطفى « 2 » سير النبى از جامى ، « 3 » مولود حضرت رسالت پناه محمدى از جامى ، « 4 » شواهد النبوة لتقوية يقين اهل الفتوة ايضا از جامى . « 5 » اين كتاب بسيار شهرت يافته و صدها نسخهء خطى از آن بر جاى مانده است . بيان حقائق احوال سيد المرسلين از جمال الدين احمد اردستانى مشهور به پير جمال صوفى مشهور ، « 6 » معارج النبوة فى مدارج الفتوة از معين الدين فراهى ( م 907 ) . « 7 » اين كتاب نيز شهرت فراوانى دارد . روضة الاحباب فى سير النبى و الآل و الاصحاب از امير جمال الدين عطاء الله بن فضل الله حسينى دشتكى شيرازى كه در سال 900 تأليف شده و از شهرت چشمگيرى برخوردار بوده است . « 8 » تحفة الاحباء فى مناقب آل العباء از همو در مناقب اهل بيت نگاشته شده است . « 9 » آثار احمدى از احمد بن تاج الدين حسن بن سيف الدين استرآبادى « 10 » كه از آثار سنيان دوازده امامى است و اخيرا نيز به كوشش آقاى مير هاشم محدث در سرى انتشارات ميراث مكتوب چاپ شده است . آثارى ديگر كه با به نثر است يا به نظم و حاوى نگرش قدسى از نوع صوفيانه در اين دوره فراوان است . عناوينى نظير نادر المعراج و بحر الاسرار ، حملهء حيدرى ، محاربهء غضنفرى . ياد از اين كتابها در اين مقال ، به دليل تأثيرى است كه در ادبيات تاريخنگارى شيعه داشته است . نمونه واضح در ارتباط اين دو ادبيات ، روضة الشهداء ملا حسين كاشفى است كه دقيقا ديدگاههاى حاكم بر هرات را به تشيع ايران انتقال داده و خود تا صدها سال متنى پرنفوذ در ميان شيعيان بوده است .
هامش
( 1 ) . تاريخ ادبيات فارسى ، استورى ، ص 775
( 2 ) . استورى ، ص 791
( 3 ) . استورى ، ص 792
( 4 ) . استورى ، ص 795
( 5 ) . استورى ، صص 797 - 803
( 6 ) . استورى ، ص 792 ، 793
( 7 ) . استورى ، صص 803 - 810
( 8 ) . استورى ، صص 810 - 818
( 9 ) . استورى ، ص 818
( 10 ) . استورى ، ص 819