ممكن بود .
در ميان شيعيان ، گروهى از هر حيث تابع ائمه بوده و آنها را وصى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و منتخب او مىدانستند . از سوى ديگر گروههايى از مردم عراق و بعضى از مناطق ديگر تنها برترى علويان را بر امويان در نظر داشته و تشيّع آنها در همين حد بود . « 1 » افرادى كه در كربلا در كنار امام حسين عليه السّلام به شهادت رسيدند ، از شيعيانى بودند كه امامت را تنها حقّ على عليه السّلام و فرزندانش مىدانستند . خود امام عليه السّلام در موارد متعدّدى از مردم خواست تا حق را به اهلش بسپارند و او را يارى كنند ؛ زيرا امويان غاصب اين حق هستند . « 2 » در موردى فرمود : « أيها الناس أنا ابن بنت رسول الله و نحن أولى بولاية هذه الأمور عليكم من هؤلاء المدعين ما ليس لهم . « 3 » و در جاى ديگر فرمود : « و انا أحقّ من غيرى لقرابتى من رسول الله . » « 4 »
علاوه بر امام ، يارانش در فرصتهاى مختلفى اين اعتقاد را با نثر و نظم بيان كردند .
مسلم به ابن زياد گفت : به خدا سوگند ، معاويه خليفهء به حق نيست ؛ بلكه با حيلهگرى بر وصى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله غلبه كرده و خلافت را غصب كرده است . « 5 » عبد الرحمن بن عبد الله يزنى ، اصحاب امام حسين در كربلا ، مىگفت :
أنا بن عبد الله من آل يزن * دينى على دين حسين و حسن « 6 »
من فرزند عبد الله از آل يزن بوده و دينم همان دين حسين و حسن است . همچنين حجاج بن مسروق خطاب به امام حسين عليه السّلام مىگفت :
ثم أباك ذى الندى عليّا * ذلك الذي نعرفه وصيّا « 7 »
هلال بن نافع بجلى در شعرى مىگفت :
أنا الغلام اليمني البجلى * دينى على دين حسين و على « 8 »
من از بنى تميم و بجلى هستم و دينم همان دين حسين و - پدرش - على است .
هامش
( 1 ) . ما در كتاب تاريخ تشيّع در ايران به اندازه كافى در اين باره سخن گفتهايم .
( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 170 ؛ الفتوح ، ج 5 ، ص 135
( 3 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 137
( 4 ) . همان ، ج 5 ، صص 144 - 145
( 5 ) . همان ، ج 5 ، ص 98
( 6 ) . همان ، ج 5 ، ص 194
( 7 ) . همان ، ج 5 ، ص 199
( 8 ) . همان ، ج 5 ، ص 201