بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ و الحمد لله رب العالمين و الصلاة و السلام على محمد و آله الطاهرين
تشيع و تاريخنگارى
امام سجاد عليه السّلام :
كنّا نعلّم مغازى رسول الله كما نعلّم السورة من القرآن البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 242
سبل الهدى و الرشاد ، ج 4 ، ص 20
تاريخنگارى شيعه در آغاز عصر تدوين
شيعيان به موازات ساير مسلمانان در تدوين دانشهاى اسلامى كار خود را آغاز كردند . يكى از اين دانشها ، دانش تاريخ بود . در كنار جنبش تاريخنگارى عراق ، شيعه نيز فعاليت خود را آغاز كرده و در آن جنبش مساهمت و همكارى كرد . صرفنظر از شيعيان عراقى « 1 » همانند ابو مخنف ، هشام كلبى و يا كسانى چون ابن اسحاق كه متأثر از جريان تشيع عراق بودند ، كسانى از شيعيان امامى نيز به همين ميزان در نگارش تاريخ اسلام همراهى مىكردند . موضوعات گونهگون سيرهء نبوى و نيز تاريخ تحولات عراق از موضوعاتى بود كه شيعيان كاملا به آنها علاقهمند بودند و به هيچ روى خود را جداى از آن تحولات نمىديدند . طبيعى بود كه در آن ميان ، حركتها و جنبشهاى شيعى يا متمايل به تشيع و يا حتى مخالف دولت اموى براى آنها - گاه از سيرهء نبوى نيز - مهمتر بود ، زيرا آنها شاهد آن بودند كه به هر روى سيرهء نبوى نگارش مىيابد و ديگران هم به آن توجه دارند اما اخبار علويان و جنبشهاى شيعى از ميان مىرود و يا به صراحت تحريف مىشود . ديگر تحولات ، نظير بحث از تاريخ خلفا نمىتوانست توجه شيعيان را به خود جلب كند . دليل آن نيز آن بود كه شيعه پيوندى ميان تاريخ خود و تاريخ آنها نمىديد ، طبعا جز از زاويه منفى به آن نمىنگريست .
در قرون نخست اسلامى تكنگاريهاى تاريخى در ميان سنى و شيعه رواج داشت . اما مهم آن است كه در ميان اهل سنت ، طبرى دست به ابتكار جالبى زد و بخش معظم رسالههاى
هامش
( 1 ) . شيعيان عراقى ، شيعيانى هستند با اين ويژگيها : امام على عليه السّلام را بر عثمان ترجيح مىدهند . اهل بيت را تقديس مىكنند . در امامت به نص اعتقادى ندارند . فضائل اهل بيت را روايت مىكنند . شيخين را قبول دارند . امامى يا زيدى مذهب نيستند . نمونهء شاخص ، به جز آنها كه در متن از ايشان ياد شده ، مسعودى مورخ و ابو الفرج اصفهانى است .