تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
60 . فرقهء ديگر « بيانيّه » پيروان بيان بن سمعان‌اند . او مىپنداشت كه به آسمان برده شده و به معراج رفته است و خداوند او را به فرزندى برگزيده و بر عرش كنار خويش نشانده و بر سرش دست كشيده و به او گفته است : « فرزندم ! برو و از طرف من [ به مردم ] ابلاغ كن . » بيان معتقد بود كه وى همان بيانى است كه خداى عزّ و جل در كتابش فرموده است : « اين بيانى است براى مردم و هدايت و اندرزى براى متقيان . » « 1 » وى مىپنداشت كه خداى عزّ و جل جسم است و ممكن است كه ذات الاهى از بين برود البته به جز صورت او و [ به‌عنوان دليل ] اين آيه را تلاوت مىكرد : « هرچيزى فانى شونده است مگر وجه پروردگار . » « 2 » يكى از شاعرانى كه در زمان بيان مىزيسته ، او و پيروانش را در اشعار خود چنين هجو كرده است : « آنان پنداشتند كه همه چيز پروردگارشان فانى خواهد شد به جز صورت با عظمت او ؛ پس به خاطر اين عقيده و امثال آن خداوند آنان را بىبهره ساخت . چه ستمى سنگين‌تر از اين‌كه شخصى ازرقى باشد و در عين حال از رافضه به حساب آيد . » وقتى به ابو الهيثم ، خالد بن عبد الله قسرى خبر رسيد كه بيان معتقد است كه او ستارهء زهره را مىخواند و او جوابش مىدهد و از آسمان به نزد او فرود مىآيد و او زهره را روح الله و كلمة الله و روح القدسى مىداند كه نخست در وجود پيامبر ( ص ) بوده ، سپس به حضرت على و حسن و حسين ( ع ) منتقل شده و آنگاه به وجود بيان انتقال يافته است ؛ خالد بن عبد الله كه در آن زمان استاندار عراق از طرف هشام بن عبد الملك بود او را دستگير كرده ، به دار آويخت . 61 . فرقهء ديگر « مغيريّه » پيروان مغيرة بن سعيدند . او قائل به امامت محمد بن عبد الله نوهء حسن بن [ امام ] حسن مجتبى ( ع ) نوادهء على بن ابى طالب ( ع ) است كه به نفس زكيه معروف بوده و در مدينه كنار سنگ‌هاى زيت كشته شد . او معتقد بود كه امامت از [ امام باقر ( ع ) ] محمد بن على بن الحسين ( ع ) به وى
هامش
( 1 ) . آل عمران ، 138 . ( 2 ) . قصص ، 88 .
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي ) — صفحة 65 | ناشئ اكبر / على رضا ايمانى