از اعتراف به كفر خويش سر باز زنى ، ما از تو بيزارى مىجوييم ، يا [ به عبارتى ديگر اظهار داشتند كه ] ما پس از آنكه از [ جنگ با ] تو و اصحاب تو فارغ گشتيم ، به جنگ خود با معاويه ادامه خواهيم داد . اينان ، همان خوارج بودند .
26 . [ خلاصه آنچه گذشت : ] پس از وقوع اين حوادث ، امت اسلامى به شش گروه تقسيم شدند :
[ 1 . ] گروه علويان كه على ( ع ) و شيعيان او بودند .
[ 2 . ] گروه عثمانيان كه اهل بصره بودند ، آنان كه همراه با طلحه و زبير و عايشه با على ( ع ) جنگيدند .
[ 3 . ] گروه معتزليان كه از جنگ كناره گرفتند تا برايشان معلوم شود كدامين طائفه شايسته و بر حق است .
[ 4 . ] گروه حليسيان كه مىگفتند : در روزگار فتنه همچون فرش منزل ، ملازم خانهات باش [ و از آن خارج مشو ] .
[ 5 . ] گروه حشويان كه شاميان سركش و پيروان معاويه بودند .
[ 6 . ] گروه محكّمه كه [ به شعار « لا حكم الا للّه » تمسّك جسته و ] آنان خوارج نهروان بودند .
27 . هنگامى كه خوارج با على ( ع ) به مخالفت برخاسته ، از لشكر او جدا شدند ، على ( ع ) به سوى آنان رفت و آنها را به دوستى و الفت فراخواند و از ايجاد فتنه بر حذر داشت و با تمسّك به كتاب و سنت با آنان مناظره كرد . در نتيجه ، بيشتر آنان به سپاه على ( ع ) بازگشتند ؛ ولى گروهى از آنان همچنان بر انحصار حق حاكميت براى خدا و خارجىگرى مصرّ بودند . مسلمانان را كافر شمرده و در برابر آنان دست به شمشير بردند . زنان و كودكان را كشته ، شكم زنان آبستن را دريدند و براى انجام اين جنايات به تأويل كلام خداى عزّ و جل كه مىفرمايد : « [ نوح ( ع ) گفت : ] پروردگارا ، هيچ نسل و تبارى از كافران را بر روى زمين باقى مگذار . چه ، اگر آنان را رها كنى بندگانت را گمراه كرده و جز
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي ) — صفحة 38
مساهمون: ناشئ اكبر
ص٣٨