فضل و جودى عدل نيست . گاهى خداى متعال فعل خيرى انجام مىدهد يا شرّى را تحقّق مىبخشد ؛ ولى در صورتى كه هردو كار درست و براساس حكمت باشد ، با انجام كار خير به او نيكوكار و با انجام شرّ او را شرير و بدكار نمىگويند با زيرا به كسى خيّر يا شرير گفته مىشود كه در نفس خويش ذاتا چنين باشد ، در حالىكه عادل و متفضّل كسى نيست كه در نفس خود چنين باشد ؛ بلكه كسى را عادل يا متفضّل مىنامند كه به ديگران تفضّل كرده يا به عدالت رفتار نمايد .
121 . عبد اللّه مىگويد : هدايت همان ايمان و ايمان بهمعناى تصديق است [ - عمل شرط تحقّق ايمان نيست ] . و دليل اين سخن آن است كه هركس بهطور اجمال ايمان بياورد ، هدايت شده و راه يافته است و هركس در آغاز دعوت [ پيامبران ] و پيش از فرود آمدن تكاليف گفتهء پيامبر را تصديق كند ، به اتفاق همگان مؤمن است .
122 . عبد اللّه مىافزايد : هركس به بلايى گرفتار آيد به خاطر مصلحتى كه خداوند براى او اراده كرده است ، در اين صورت خدا با اين گرفتارى به او احسان كرده و نعمت ارزانى داشته است . و در غير اين صورت خداوند در حق او محسن و منعم به شمار نمىآيد ، چنانكه [ دربارهء چنين كسى ] نمىتوان گفت خداوند به او لذّت بخشيده يا نعمت داده است .
123 . شكر در مورد نعمتهاى الاهى است و صبر بهمعناى رضايت و خشنودى نفسانى است ، و فرقى نمىكند انسان به آن تلفّظ كند يا بر زبان نياورد .
124 . [ برخى از متكلمان ] گفتهاند كه معناى توكّل شناخت اين نكته است كه خداوند تمامى آفريدگان خود را تأمين مىكند و افزودهاند كه توكّل همان پاسدارى نكردن از چيزى و تلاش نكردن براى دستيابى به سود در چيزى است ؛ زيرا چنين حالتى اگر در انسان وجود داشته باشد ، علامت اين است كه او نسبت به اينكه خداوند شرّ و بدى را دفع مىكند و به او سود و منفعت مىرساند ، كماعتماد است .
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي ) — صفحة 142
مساهمون: ناشئ اكبر
ص١٤٢