1 . براى تكميل بحث گذشته ، مطالبى را از الكتاب الأوسط تأليف عبد الله ناشى كه عقايد ملل و نحل را متذكّر شده ، نقل مىكنيم :
1 . ( آيين ثنويّه ) [ - دوگانهپرستان ]
2 . از ميان پيروان اين آيين ، كسانى كه عقيده داشتند جهان هستى آفريده شده و حادث است ، چنين مىگفتند كه آفريدگار جهان نمىتواند علّت صورت اين جهان باشد ، ولى علت مادّهء آن نباشد ؛ زيرا اگر سازنده ، خود براى ساختن ماده بهگونهاى كه بتواند طبق ارادهء او شكل بگيرد ، پيشتر اقدام نكند ، خود ماده اين آمادگى را ندارد كه طبق ارادهء صانع خود صورت يابد .
3 . فرقهء مرقونيه [ از دوگانهپرستان ] كه عقايد خود را از فرقهء منانيّه برگرفته بودند ، مىپنداشتند كه [ در آفرينش ] سه مبدأ وجود دارد : نيكى ، بدى و چيزى كه [ خيروشر ] در شكل و ذات او تركيب شده است . . . « 1 » حضرت مسيح ( ع ) فرزند روشنايى است كه نور ، او را براى رها كردن مردم از گمراهى مبعوث كرد ؛ ولى شيطان بر او يورش برده او را از پاى درآورد . از اين روى خداوند شيطان را به خاطر خون فرزندش مؤاخذه كرد و با يكديگر چنين توافق كردند كه هردو باهم مردم را فراخوانند و انسانها از هركدام پيروى كردند ، از حزب و پيروان او به شمار آيند .
4 . فرقهء ديگر صياميّون يا روزهداراناند كه همان عقايد فرقهء منانيّه
هامش
( 1 ) . افتادگى از متن اصلى است .