16 - و چون مدّتى از روز عيش و شادى من بگذرد گريه گريهكنندگان كم مىشود .
17 - جوانمرد مىخواهد كه دوست او نميرد ، و حال آنكه بسوى آنچه كه ميل به آن دارد راهى نيست .
18 - مصيبت و اندوه در مال و گمشدن آن امر بزرگى نيست ، و لكن مصيبت جدا شدن از دوستان گرامى بسيار بزرگ است .
19 - براى آن جدائى از دوست پهلو به بستر نمىگذارم ، در حالتى كه دل من از حرارت آتش فراق در جوشوخروش است .
مرثيه اثر طبع نارساى مؤلّف
فلك با آل پيغمبر عجب جور و جفا كردى * ز بعد رحلتش ديدى كه با زهرا چهها كردى
در و ديوار مىنالد هنوز از نالهء زهرا * نه شرمى از خدا و نى حيا از مصطفى كردى
شكستى پهلوى يكتا در درياى عصمت را * عجب آشوبى از اين ماتم عظمى به پا كردى
جنينش سقط كردى شد ز سيلى صورتش نيلى * به زير خاك پنهان قامت خير النسا كردى
سر و پاى برهنه شير يزدان را كشانيدى * برون از خانه خون اندر دل آل عبا كردى
چراغ خانه آل على خاموش شد از كين * حسين را با حسن ديدى كه از مادر جدا كردى
هنوز از ناله كلثوم و زينب عرش مىلرزد * نبينى خير اى گردون ستم بىانتها كردى
دل كرّوبيان عالم بالا زدى آتش * از اين ماتم كه خون در قلب ختم انبيا كردى
زنوك خامهاش خون مىچكد حيران و مىگريد * الهى چرخ برگردى چهها با اوليا كردى
أيضا
ناله جانسوز زهرا را زضرب در بپرسيد * از در و ديوار حال دخت پيغمبر بپرسيد
سقط محسن را نمىگويم چسان شد ليك مىگويم * شرح حال او رويد از ساقى كوثر بپرسيد
مضطرب زهرا به صحن خانه يا آغوش شوهر * حال اين ناكام زن را بايد از شوهر بپرسيد
در كنار مادر خود زينب و كلثوم گريان * در چه حالت بود مادر بايد از دختر بپرسيد