حبيب ليس يعدله حبيب * و ما لسواه في قلبي نصيب
حبيب غاب عن عيني و جسمي * و عن قلبي حبيبي لا يغيب « 1 »
يعنى : دوست من چنان دوستى است كه در شايستگى هيچ دوستى همتاى او نيست ، و براى غير او در دل من هيچ بهرهاى نيست .
دوست من از چشم و جسم من پنهان شده امّا از دل من دوست من پنهان نمىشود و نخواهد شد .
خطاب به فاطمه عليها السّلام بعد از وفات
مالي وقفت على القبور مسلّما * قبر الحبيب فلم يرد جوابي
أحبيب ما لك لا تردّ جوابنا * أنسيت بعدي خلة الأحباب
يعنى : چيست براى من كه توقّف كردهام بر كنار قبرها در حالتى كه بر قبر دوستم سلام مىكنم و او جواب مرا نمىگويد .
اى دوست ! تو را چه مىشود كه جواب ما را نمىگوئى ؟ آيا فراموش كردهاى پس از من دوستى با دوستان را ؟
جواب آن حضرت از طرف فاطمه عليها السّلام
قال الحبيب فكيف لي بجوابكم * و أنا رهين جنادل و تراب
أكل التراب محاسني فنسيتكم * و حجبت عن أهلي و عن أترابي
يعنى : دوست مىگويد : چگونه براى من ميسّر است جواب شما را بگويم و حال آنكه در گرو سنگريزهها و خاك مىباشم .
خاك نيكىهاى مرا خورده ، پس فراموش كردم شما را ، و از چشمهاى كسان و اولاد خود مستور و ناپيدا شدم .
هامش
( 1 ) ديوان امام على بن أبى طالب عليه السّلام ص 17 ؛ بحار الأنوار ج 43 ص 217 .