الغليل : حرارت جوف را گويند .
اعتلاج : به معنى اضطراب .
و بث : به معنى نشر .
قوله عليه السّلام : لا قال و لا سئم : قال به معناى بغض ، و سامّه به معنى ملال است .
واه : منوّن و غير منوّن كلمهء تعجّب است و تلهّف .
و اعوال : گريه ، و ثكلى : زن جوان مرده داغديده .
لم يخلق : يعنى كهنه نمىشود .
ترجمهء سخنان حضرت
يعنى : چون روح فاطمه عليها السّلام قبض شد ، امير مؤمنان عليه السّلام او را دفن فرمود ، و قبر او را محو نمود ، و بپاخاست روى خود را بسوى قبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كرد و گفت : درود بر تو باد اى رسول خدا از من ، و درود بر تو باد اى رسول خدا از دختر تو و زيارتكنندهء تو و بيتوته كنندهء در خاك در بقعهء تو ، و اختيار كرده شدهء خدا براى او بشتاب براى ملحق شدن به تو ، الّا اينكه در تأسّى كردن براى من به سنّت رسول تو در فراق تو بسيار مشكل است . هرآينه من تو را در قبرت گذاردم و روح تو در ميان گلو و سينه من از جسدت بيرون رفت .
آرى ، و در كتاب خدا براى من انعام فرموده قبول اين مصيبت را ، ما براى خدائيم و ما بسوى او برخواهيم گشت . امانت برگردانده شد و گرو بازپس گرفته شد ، و لباس زندگى در دنيا از او باز شد ، چقدر زشت و قبيح گرديد آسمان و زمين يا رسول اللّه .
امّا حزن و اندوه من هميشگى شد ، و امّا در فراق تو و دخترت شبها خواب از چشمم گرفته شد ، و اين غم و اندوه از دل من بيرون نمىرود تا وقتى كه اختيار كند خدا براى من خانهء تو را كه در آن مقيم هستى ، فراق تو و فاطمه حزن و اندوهى شد گلوگير و به هيجان آورنده براى من ، چه زود جدائى و فراق در ميان ما افتاد ، بسوى خدا شكايت مىكنم از آنچه زود باشد دخترت تو را خبر دهد به دريافتن امّت تو از ظلم و جور و غصب حقوق