« 1 » . جملهء اولى قبلا ذكر شد در اعراب كه احتمال خبر و انشاء هر دو را دارد ، بنابر اول يعنى در آنچه كه گذشت از مدّت زندگانى تو مىماند به تو شگفتىها را كه هرگز از آن خالى نبودى ، و ليكن عجيب است گفتار ايشان . و بنابر ثانى معنى اين مىشود كه : آيا در مدّت زندگانى گذشته امر عجيبى ديدهاى نه نبوده است عجيب آنچه را كه ديدهاى پيش از اين . و بنا به روايت معانى الأخبار جملهء اولى بر دو وجهى كه گفته شده به حال خود باقى است . و امّا جملهء دوم معناى آن اين است كه اگر تعجّب كنى پس از آن زمان از امرى امر تازه بعجب آيد تو را كه قبلا چنين امر عجيبى در ميان عجبهاى گذشته نديده باشى ، و حال آنكه در حقيقت هيچ عجبى در جنب آن مضمحل نيست . و امّا بنا به روايت امالى فقرهء اولى نيز قابل دو احتمال است چنانچه گذشت ، و امّا جملهء دوم معنايش اين است كه اگر عجب كنى بعد از امرى كه حادث است سزاوار نيست براى تو ، و حال آنكه بعجب آورده است امر حادثى كه آن غصب
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 585
مساهمون: سيد حسن مير جهانى طباطبائى
ص٥٨٥
آنها نمىگذرد .
قولها عليها السّلام : ألا هلم فاسمع : بدان كه اين خطاب عموميّت دارد براى كسانى كه اهليّت آن را دارند از مردان و زنان كه مورد آن واقع شوند ، و بنابر روايت ديگر كه : هلمن فاسمعن است ، طرف خطاب زنها هستند .
قولها عليها السّلام : و ما عشت أراك الدهر عجبا ، و إن تعجب فعجب قولهم و إن تعجب تا آخر :
قولها عليها السّلام « و إن تعجب » اقتباس از قرآن است كه در سورهء رعد فرموده :
وَ إِن تَعْجَب فَعَجَب قَوْلُهُم أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِي خَلْق جَدِيدٍ
هامش
( 1 ) سوره رعد : 5 .