مؤدّ إلى النجاة إسماعه : اسماع از باب افعال است يعنى شنواندن ، و در ساير روايات استماعه است يعنى گوش دادن و شنيدن .
و عزائمه : محكمات آن است و فضائل ، مستحبّات است .
و بالرخص : مباحات است بلكه شامل مكروهات هم مىشود . و شرايع سواى اين احكام مانند حدود و ديات است بلكه شامل عموم هم مىشود .
امّا حجج البيّنات و البراهين ظاهر اين است كه بعضى براى تأكيد است براى بعضى ديگر ، و ممكن است براى تخصيص همهء آنها باشد نسبت به بعضى ديگر كه متعلّق به اصول دين است به مناسباتى . و در روايت ابن ابى طاهر چنين است .
و بيّناته الجالية و جمله الكافية : مراد از بيّنات محكمات است ، و مراد از جمل متشابهات است . و توصيف كردن جمل به كافيه براى دفع توهّم نقص است در آن به علّت مجمل بودن ؛ زيرا كه همان مجمل هم كافى است در آنچه كه اراده شده ، و كفايت مىكند معرفت راسخين در علم به آنچه كه از آن قصد شده ؛ زيرا كه آنها مفسّرانند براى غير خود . و محتمل است كه مراد از جمل عموماتى باشد كه از آن استنباط احكام مىشود .
تزكية للنفس : يعنى براى پاك كردن چركهاى گناهان و بخل و صفات رذيله ، چنانچه خداى عزّ و جل فرموده :
تُطَهِّرُهُم وَ تُزَكِّيهِم
« 1 » . و نماء في الرزق : اشاره است به آيه شريفه
وَ ما آتَيْتُم مِن زَكاةٍ تُرِيدُون وَجْه اللَّه فَأُولئِك هُم الْمُضْعِفُون
« 2 » . تثبيتا للإخلاص : يعنى براى محكم كردن اخلاص و ثابت و باقى داشتن آن . و
هامش
( 1 ) سوره توبه : 103 .
( 2 ) سوره روم : 39 .