آبكشى كردهام كه از درد سينه شكايت دارم ، و فاطمه گفت : از بس آسياب كشى كردم دستهايم آبله كرده - تا اينكه كلام به اينجا كشيد كه پيغمبر فرمود : - آيا خبر ندهم شما را به بهتر چيزى كه شما از من مىخواهيد ؟ هر دو گفتند : چرا اى رسول خدا .
فرمود : جبرئيل كلماتى را به من تعليم كرده كه در عقب هر نمازى سبحان اللّه بگوئيد ده مرتبه ، و الحمد للّه بگوئيد ده مرتبه ، و اللّه اكبر بگوئيد ده مرتبه ، و چون در رختخواب خود مىخوابيد سى و سه مرتبه سبحان اللّه ، و سى و سه مرتبه الحمد للّه ، و سى و چهار مرتبه اللّه اكبر بگوئيد .
فرمود : بذات خدا سوگند از آن وقتى كه رسول خدا آنها را به من تعليم داده ترك نكردهام .
ابن كوّاء گفت كه : در شب صفّين هم ترك نكردى ؟
على گفت : خدا بكشد شما را اى اهل عراق ، آرى ، شب صفّين هم ترك نكردم .
لمؤلّفه :
اوّلين صنع صانع ازلى * نور پاك محمّد است و على
فاطمه نيز از همين نور است * او مداد كتاب مسطور است
مرتضى لوح و مصطفى قلم است * ماسوى اللّه به اين سه مرتسم است
گر نبودى مداد و لوح و قلم * هيچ نقشى عيان نشد ز عدم
جمله در ظلمت عدم مستور * بد چو اشياء در شب ديجور
ليك نقّاش ذات بىهمتاست * كه همه نقشها از او پيداست
دست قدرت خود اين كتاب نوشت * وفق حكمت سرشتها بسرشت
نقش امكان عيان از اين نور است * وز مشيّت خود اين سه منظور است
در حقيقت خود اين سه يك نورند * كه بجاه و جلال مشهورند
نقش خلقت خدا به اين سه كشيد * زين سه آورد ممكنات پديد