حضرتت ميرسد . آنگاه پيغمبر متوجه جعفر بن ابى طالب شده فرمود : مژدهاى به تو ندهم ؟ عرضكرد : بفرما ! فرمود : جبرئيل اندكى پيش نزد من بود و به من اطلاع داد آن كس كه پرچم فتح بدست قائم ميدهد از نسل تو است . آيا او را ميشناسى ؟
گفت : نه . فرمود : روى او مانند اشرفى سرخ ، دندانهايش شمرده و شمشيرش آتشبار است با ذلت بكوه رود و با عزت از آنجا بيرون آيد و در كنف حمايت جبرئيل و ميكائيل باشد .
بعد از آن نظرى بعمويش عباس افكند و فرمود : اى عم ! آيا آنچه جبرئيل به من خبر داده به تو اطلاع ندهم ؟ عرضكرد : يا رسول اللَّه بفرمائيد . فرمود : جبرئيل به من گفت : و اى از آنچه اولاد تو از فرزندان عباس مىبينند ! عباس گفت يا رسول اللَّه بهتر نيست كه براى جلوگيرى اين امر ديگر با زنان هم بستر نشوم ؟ فرمود : آنچه بايد بشود شده است ! و نيز در آن كتاب است كه سالم اشل گفت : از امام محمد باقر عليه السّلام شنيدم مى - فرمود : موسى بن عمران عليه السّلام در سفر اول تورات به آنچه خداوند راجع بقائم آل محمد فرموده بود ، نگاه ميكرد . آنگاه عرضكرد : پروردگارا مرا قائم آل محمد گردان . ندا رسيد او از نسل احمد است ، سپس حضرت موسى نظرى به سفر دوم و سوم انداخت و آنچه در سفر اول بود ديد و همان جواب را شنيد .
كلينى ( ره ) در كافى از معاوية بن عمار از امام ششم عليه السّلام روايت نموده كه فرمود : روزى پيغمبر را شاد و خندان ديدند ، پرسيدند يا رسول اللَّه ، خداوند شما را شادمان كند علت مسرت شما چيست ؟ فرمود : شب و روزى نيست جز اينكه خدايم ارمغانى ميفرستد ، همين امروز خداوند ارمغانى برايم فرستاده كه هيچ تحفه و ارمغانى مانند آن به من عطا نفرموده بود .
جبرئيل نزد من آمد و از جانب پروردگارم سلام رساند و گفت : اى محمد ! خداوند عز و جل از ميان بنى هاشم هفت تن را برگزيده كه در گذشته و آينده نيافريده و نخواهد آفريد . يا رسول اللَّه نخست تو هستى كه سرور انبيا ميباشى . دوم على بن
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 289
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٩