بقائم ما ميدهد ، و بدين گونه بعد از آن تا زمانى كه خدا تقدير فرموده در جهان خواهيم زيست . . .
من هر جنبندهء حرام گوشتى را كشته و نابود ميگردانم ، بطورى كه جز حيوانات حلال گوشت در روى زمين باقى نماند . سپس من يهود و نصارى و ساير ملل را بدين اسلام دعوت ميكنم و آنها را در برگزيدن اسلام و شمشير مخير مىگردانم . هر - كس اسلام آورد بر وى منت مينهم و هر كس امتناع ورزيد ، خون او را ميريزم .
و نيز در كتاب « منتخب البصائر » از جميل بن دراج روايت كرده كه گفت : تفسير اين آيه را
إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُ
« 1 » يعنى : ما فرستادگان خود و كسانى را كه ايمان آوردهاند ، در دنيا و روزى كه شهيدان برمىخيزند ، يارى ميكنيم : از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم ، فرمود : به خدا قسم اين در رجعت است . نمىدانى كه بسيارى از پيغمبران در دنيا يارى نشدند و كشته گشتند و ائمه هم كشته شدند و كسى آنها را يارى نكرد ؟ تأويل اين آيه در رجعت است .
عرضكردم : تأويل اين آيه چيست ؟ : « 2 »
وَ اسْتَمِعْ يَوْمَ يُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ
هامش
( 1 ) سورهء مؤمن آيه 51
( 2 ) ابو الفضل گلپايگانى در كتاب « فرائد » بعد از نقل چند حديث و آيه كه از آن بنفع ادعاى ميرزا عليمحمد شيرازى و ميرزا حسين على مازندرانى سوء استفاده نموده و مردم را فريب داده و در عقيدهء خود متزلزل و گيج كرده است ، با همان طرارى و شيطنت مخصوص به خود مينويسد : و مأخذ اين احاديث كه مشعر بر ارتفاع نداى الهى است ! اين آيه مباركه است كه در سورهء ق ميفرمايد :وَ اسْتَمِعْ يَوْمَ يُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِيعنى : گوش دار روزى را كه منادى ندا خواهد فرمود ؛ از مكانى نزديك ببلاد عربيه كه محل نزول همين آيه در روزى كه ميشنوند صيحه را به حق آن روز است روز خروج ؛ و مفسرين از اهل تسنن و اهل تشيع متفقا در تفسير اين آيه فرمودهاند كه نداى الهى از صخرهء بيت المقدس بلند مىشود .
يعنى از جبل كرمل ( ! ) كه در تورات بجبل مقدس و جبل بيت اللَّه از آن تعبير فرموده است .
در كتاب « بهائى چه ميگويد » و بعضى كتابهاى ديگر جواب گلپايگانى چنان كه ماهيت او را معلوم كند دادهاند . اينك خلاصه آن با توضيح و عبارت ما از لحاظ خوانندگان ميگذرد .
اولا - بايد ديد اين « نداء » خبر از آمدن عليمحمد باب ميدهد ، يا از ميرزا حسين على پسر ميرزا عباس نورى ؟ ! گلپايگانى در بيان احاديث بهر كدام كه مختصر ربطى داشته قناعت مىكند حتى درست تطبيق نمىكند و توضيح نميدهد ؛ سربسته و مجمل ميگذارد و ميگذرد ؛ تا بيشتر مردم را دو دل و در عقيدهء خود سست كند ، و آماده افتادن بدام باشد ! چنان كه در اينجا خوانندگان ملاحظه ميكنند آيه راجع برجعت است و خروج و قيام هم قيام قائم آل محمد است ، كه بعقيدهء بهائيها ميرزا عليمحمد باب پسر ميرزا رضاى بزاز شيرازى بوده است ! ! و همه ميدانند كه ميرزاى نگون بخت رنگ بيت المقدس و عكا و جبل كرمل را نديده است .
ثانيا - اگر بر خلاف سياق آيه و روايات ، گلپايگانى بخواهد آن را تطبيق به جانشينى باب كند و قائل برجعت حسينى شود ، و احيانا از اسم « حسين على » سوء استفاده نمايد ! ميگوئيم : بحث رجعت درست از نظر شيعه روشن نيست ؛ بعلاوه رجعت امام حسين پسر امير المؤمنين و جد مهدى موعود كجا ؛ و ميرزاى مازندرانى پسر ميرزا عباس نورى كه اصلا سيد و علوى نبوده و نمرده تا بعد زنده شود كجا ؟ هيچ بهائى هم نگفته است ؛ حسين على مرده ؛ بعد در رجعت زنده شده ، فقط سربسته مىخواهند از لفظ رجعت حسينى آن هم به مناسبت اسم حسين سوء استفاده كنند و مردم را فريب دهند .
ثالثا - اينكه گلپايگانى « مكان قريب » را جبل كرمل واقع در عكا ( كشور اسرائيل ) ميداند كه حسين على چند سال در نزديكهاى آن ، از طرف دولت عثمانى تبعيد و زندانى بوده است ، تفسير برأى است كه پيغمبر و ائمه اطهار شديدا توبيخ فرمودهاند . و اينكه گفته مفسرين شيعه و سنى در تفسير اين آيه گفتهاند ؛ مقصود صخره بيت المقدس است ، دروغ و تهمت است كه به علماى اسلام نسبت داده است .
فخر رازى دانشمند بزرگ سنى در تفسير كبير مينويسد «مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ» اشاره است كه اين صدا بر هيچ كس پوشيده نمىماند و همه در شنيدن آن يكسانند . بنا بر اين بعيد نيست كه منادى خداوند متعال باشد ، زيرا ( مكان قريب ) مكان واقعى و محل نيست ، بلكه منظور ظهور نداء است كه خداوند قريبتر از سايرين است ؛ چنان كه در همين سورهء ق فرمود :وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ. و اين نزديك بودن خدا هم قرب مكانى نيست ! بيضاوى نيز مينويسد : (مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ) يعنى اين نداء طورى است كه به همه يكسان ميرسد .
علامه ابى السعود دانشمند ديگر سنى نيز در تفسير خود مينويسد : «مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ» يعنى صدا به همگان يكسان ميرسد ، و گفته شده كه صدا از صخرهء بيت المقدس است ، و هم گفته شده كه صدا از زير قدمهاى مردم هر جا كه هستند ، ميرسد ؛ يا از بيخ موهاى آنها شنيده مىشود ! در تفسير برهان مينويسد :مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ، معنى آن اينست كه اين صدا طورى است كه بهمهء مردم ميرسد .
و در تفسير صافى مينويسد ؛ على بن ابراهيم قمى گفته معنى آن اينست كه منادى نام قائم ( ع ) و پدرش را ميبرد و بقيه آيه كه ميگويد :يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذلِكَ يَوْمُبخروج ، يعنى از آسمان بظهور قائم صيحه ميزنند .
طبرسى در مجمع البيان مينويسد : قتاده ( از اهل تسنن ) گفته است از صخره بيت المقدس صدا ميرسد كه اى استخوانهاى پوسيده و بدنهاى پاره پاره ، و گوشتهاى متلاشى شده ، برخيزيد براى رسيدگى به حساب قيامت و آنچه خدا براى كار شما پاداش قرار ده و مقاتل بن سليمان ( از اهل تسنن ) گفته است : اين منادى اسرافيل است كه مىگويد : اى مردم برخيزيد براى حساب رستخيز . سپس طبرسى ميگويد : علت اينكه فرموده :مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍاينست كه تمام خلايق اين صدا را يكسان ميشنوند ، و بر هيچ كس پوشيده نمىماند خواه قريب و خواه بعيد باشند ، مثل اينكه از محل نزديك آنها را ميخوانند » .
بطورى كه ملاحظه مىشود ، اين نداء يا مربوط بظهور قائم است كه منادى از آسمان او را بنام صدا مىزند ، چنان كه سابقا مكرر گذشت ، و يا مربوط بقيامت و زنده شدن مردگان و اعضاء متلاشى آنها است كه باز منادى آسمان اسرافيل يا ديگرى مردم را طورى صدا ميزنند كه هر كس خيال مىكند صدا از مكان قريب و محل نزديك به او ميرسد . فقط در تفسير ابى السعود و مجمع البيان بلفظ « قيل » مىگويد اين ندا از صخره بيت المقدس است كه قائل اين قيل هم قتاده مفسر نابيناى اهل تسنن است بقيه مكان قريب را معنى كردهاند كه صدا رساست .
بنا بر اين چه مناسبتى با ادعاى ميرزا حسين على بهاء دارد كه اصلا بيت المقدس را نديده و در شهر عكا زندانى بوده است ؟ زنده شدن مردگان ، يا اعلام ظهور قائم آل محمد كجا ، و خاموشى مطلق يكفرد بيچاره اسير دربدر گمنام در گوشهاى از شهر عكا كجا ؟ ! بر فرض كه اين نداء از صخره ( سنگ ) مسجد بيت المقدس بلند شود ، باز خبر از ظهور مهدى آل محمد يا قيامت ميدهد ، ميرزا بهاء كه قيامت را موهوم ميداند ، و خود هم بعد از امام زمان آمده چطور ميتواند مصداق اين ندا و خروج و قيام قائم و صيحه آسمانى واقع شود ؟ !