بوده است . ابن حوقل ابرقوه و يا ابرقويه را شهرى مستحكم به اندازهء يك سوم شهر اصطخر با بازارهاى معمور و آباد در قرن چهارم توصيف مىكند . « 93 » ابرقوه در شمال قريه بيذ ( ده بيد ) در نيمهء راه اصطخر و يزد واقع شده . « 94 » مقدسى از مسجدى نيكو در اين شهر سخن گفته است « 95 » و حمد اللّه مستوفى در خصوص اين شهر مىنويسد : ابرقوه را در ابتدا بر دامنهء كوهى ساخته بودند و به آن « بركوه » مىگفتند و بعد از آن بر صحرايى كه هم اكنون است شهر را ساختند . وى مىنويسد : در ابرقوه « جهودى » چهل روز اگر بماند ، نماند ، و بدين سبب جهود در آنجا نيست و اگر از جاى ديگر به مهمى به آن موضع روند بعد از چهل روز معاودت كنند . در آنجا سروى است كه در جهان شهرتى داشته و درخت سروى در ايران زمين مثل آن نيست . « 96 »
آثار تاريخى ابرقوه
در شهر ابرقوه و حومهء آن آثار تاريخى دوران مختلف مشاهده مىشود ، از جمله ، مسجد جامع ابرقوه ، « 97 » مقبرهء حسن بن كيخسرو ( مزار طاووس الحرمين ) قطبيّه ، منارهء سر در ، مسجد حاجى كامل امامزاده احمد بن موسى بن جعفر عليه السّلام ، مسجد امامزاده احمد ، گنبد على ، و مسجدى موسوم به مسجد بيرون ، بناى مزارى مشهور به پيرسك يا پير صدق و سرو پشت آسياب ، بناهاى تاريخى در كوه صفه و « 98 » . . .