يا بن رسول اللّه راست مىگويى ، پس از آن فرمود : اى عبد السّلام آيا تو منكرى آنچه را كه حق تعالى براى ما واجب گردانيده است از ولايت و امامت ، چنان كه غير تو منكر است ؟ عرض كردم ، معاذ اللّه ، بلكه من اقرار دارم به امامت و ولايت شما . « 90 » گفتگوهاى ميان حضرت رضا عليه السّلام و عبد السّلام و پاسخ امام ( آيا تو منكرى آنچه را كه حق تعالى از براى ما واجب گردانيده است از ولايت و امامت . . . ) نظريهء پيشين را كه در واقعهء نيشابور بيان شد قوّت مىبخشد و احتمالا اين شايعات واكنشى است در برابر « انا من شروطها » كه امام على بن موسى الرضا عليه السّلام خود را از شروط كلمهء لا إله الا اللّه قرار داد و عاملان حكومت و دشمنان خاندان عصمت و طهارت به جفا ادعاى الوهيت را به امام عليه السّلام نسبت دادند . از اين رو تا مدّتى از سوى مقر حكومت عبّاسى در مرو ، حضرت را در حبس نگه داشتند و مردم را از ديدار آن حضرت منع كردند و كارگزاران عباسى منتظر رسيدن خبر و دستور العمل از سوى مرو ماندند . « 91 »
خروج امام على بن موسى الرضا عليه السّلام از سرخس
صاحب كتاب زندگانى امام رضا عليه السّلام به نقل از شيخ صدوق مىنويسد : فردى به نام احمد بن عبيد حسينى مىگويد جدّم حضرت رضا عليه السّلام را تا يك منزلى سرخس بدرقه كرد و بعد ، از حضرت خواست تا حديثى كه شفاى قلب اوست بيان كند حضرت فرمود : لا إله الا اللّه حصن من است و هر كس اين كلمهء مباركه را با اخلاص بگويد در حصار من وارد شده و هر كس در حصار من وارد شود ايمن خواهد بود . « 92 » گزارش ديگرى كه از خروج امام رضا عليه السّلام از سرخس در منابع ذكر شده مشايعت و بدرقهاى است كه شباهت زيادى با روايت اخير دارد و به نظر مىرسد منشأ اين