شام ( طبرى ، ج 1 ، ص 2404 ، 2522 ) . به همين دليل او در جلسهاى كه در جابيه برگزار شد حضور نداشت . فرماندهان نظامى و شخصيتهاى برجستهاى كه به دعوت عمر در اين گردهمايى حاضر شده بودند ، مصوبات مهمى را دربارهء مقررات ناظر به متصرفات و ديوان ، تصويب كردند . شاهدى ديگر بر عدم موافقت كامل على [ عليه السّلام ] با سياستهاى ابو بكر و عمر ، در روايات مربوط به شورا موجود است [ ر . ك : مدخل :
UTHMAN B . AFFAN
] . بنابراين روايات ، عبد الرحمن بن عوف از على [ عليه السّلام ] پرسيد آيا علاوه بر متابعت قرآن و سنت ، خود را ملزم به پيروى از كار ( فعل ، سيره ) خلفاى پيشين مىكند . على [ عليه السّلام ] به اين سؤال جوابى سربالا و طفرهآميز داد .
مخالفت على [ عليه السّلام ] با عثمان
در زمان خلافت عثمان ، على [ عليه السّلام ] به همراه ساير اصحاب ( به ويژه طلحه و زبير ) ، بارها او را به انحراف از قرآن و سنت پيامبر متهم مىساختند ؛ به خصوص در زمينهء اجراى حدود [ ر . ك : مدخل :
Al - HURMUZAN
] . على [ عليه السّلام ] بر وظيفه اجراى شريعت
( divine law )
اصرار مىورزيد . او از جمله كسانى بود كه تقاضا داشت حدّ شرعى براى شرب خمر دربارهء وليد بن عقبه والى كوفه ، اجرا شود ؛ و طبق برخى روايات ، وى به دست خود ، وليد را تازيانه زد . همسو با عبد الرحمن بن عوف ، او عثمان را به دليل بدعتگذارى در دين سرزنش كرد ؛ مثلا اقامه چهار ركعت نماز در عرفات و منى ، به جاى دو ركعت ( ر . ك :
Ali Wensinck , handbook , s . v .
) . اما در مسائل سياسى نيز ، او خود را در عداد مخالفان عثمان قرار داد و آنان ، على [ عليه السّلام ] را - حداقل به لحاظ اخلاقى - پيشواى خود ، يا يكى از پيشوايان خود مىدانستند . موارد ذيل ، نمونههايى از اين مسئله به شمار مىآمد :
1 ) هنگامى كه ابو ذر غفارى - كه عليه اعمال خلاف صاحبان قدرت تبليغ مىكرد -