فصل سيم : چون حق تعالى نخواست كه دين محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بكلّى برافتد زبان معاندان بگشود و دلهاى ايشان را مسخّر گردانيد بر روايات تا در كتب خويش ايراد كردهاند آن را تا شيعه را اقامت دلايل آسان برآيد .
فصل چهارم : در سبب نوشتن كتاب تحفة الابرار .
فصل پنجم : در آنكه توحيد بىعدل و عدل بىنبوّت و نبوّت بىامامت محال بود .
فصل ششم : در آنكه رسول از ايشان خائف بود و ايشان را ايذاء « 1 » كردن صلاح نبود و [ آنكه ] با شيعه خصومت [ ايشان ] در مسألهاى چند [ است ] « 2 » .
الباب الأوّل : در بيان آنكه بناى نبوّت بر چند چيز است و در بيان عصمت و محلّ عصمت مبنى بر سه فصل :
فصل اوّل : در بيان رسول و نبى و محدّث .
فصل دويم : آنكه بناى نبوّت بر چند چيز است .
فصل سيم : در عصمت و محلّ عصمت .
الباب الثانى : در آنكه خلقان را لا بدّ است از امامى ، مبنى بر سه فصل :
فصل اوّل : در آنكه از مقدّمى مطاع « 3 » ، چاره نيست و برهان اين بر شش وجه است .
فصل دويم : در آنكه خلقان بعد از رسول به سه گروه شدند .
فصل سيم : در آنكه امام دوازدهاند .
الباب الثالث : در سؤال از آنكه اهل سنّت ، اكثر سواد اعظم اهل قبلهاند ، بطلان ايشان از كجا معلوم است و حقيقت شيعه از كجا و حقيقت على عليه السّلام و اهل بيت او از كجا و بطلان متقدّمان على از كجا ؟
هامش
( 1 ) اصل : ايزا .
( 2 ) نسخه آ .
( 3 ) ع : و مطاعى .