( 1 )
خطبهء زهرا ( س ) پس از وفات پدرش در حضور مهاجران و انصار
( 2 ) هنگامى كه فدك را به فاطمه بازپس ندادند ، وى خطبهاى بلند و مفصل و در غايت فصاحت و بلاغت و متانت و با استدلال قوى در محضر مهاجران و انصار ايراد كرد . در كشف الغمه آمده است :
« اين خطبه يكى از زيباترين و بديعترين خطبههاست و بر آن نشانى از نور نبوت و عطرى از بوى خوش رسالت به چشم مىخورد . موافق و مخالف اين خطبه را نقل كردهاند و من آن را از كتاب سقيفه نوشتهء أبو بكر احمد بن عبد العزيز الجوهرى ، از نسخهاى قديمى كه در ربيع الآخر سال 322 بر مؤلفش خوانده شده است ، نقل كردهام . الجوهرى اين خطبه را به چند طريق از راويان روايت كرده است .
( 3 ) أبو بكر الجوهرى از دانشمندان اهل سنت است . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه گفته است كه او عالم و محدث ، كثير الادب ، ثقه و پرهيزكار است . محدثان او را ستوده و مصنفات و غير مصنفاتش را از او روايت كردهاند .
( 4 ) سيد مرتضى نيز در كتاب شافى كه در واقع ردّيهاى است بر كتاب المغنى فى الامامه نوشتهء قاضى القضاة عبد الجبار معتزلى ، گويد :
« اما سخن او كه مىگويد ؛ وقتى فاطمه آن حديث ( ما پيامبران ارث برده نشويم . . . ) را شنيد از خواستهء خود چشم پوشيد . » او در اول و در آخر درست انديشيده بود . به جان خودم سوگند كه او از خواستهاى كه همان منازعه و ستيزهجويى بود بازايستاد اما خشمگين و داد خواه و دردمند بازگشت . خشم او ظاهرتر از آن بود كه بخواهد بر هر شخص باانصافى نهان بماند . بسيارى از راويان كه متهم به تشيّع و تعصّب نيستند ، سخنان فاطمه را در اين موقعيت و نيز پس از انصرافش