( 9 ) . در برخى روايات چنين آمده است : زنها به راه مىافتند . اسماء دختر عميس مىماند .
- تو كيستى ؟ چرا نرفتى ؟
- من بايد نزد دخترت بمانم . چنين شبى دختر جوان بايد زنى را در دسترس خود داشته باشد . شايد به دو نيازى افتد .
قسمت اخير اين داستان را مؤلف كشف الغمه به همين صورت آورده است . ابو نعيم اصفهانى نيز هنگام نوشتن شرح حال اسماء بنت عميس آن را نوشته است ( 1 ) چنان كه نوشتيم ؛ جعفر بن ابى طالب و زن او اسماء بنت عميس جزء نخستين دستهء مهاجران حبشهاند ( 2 ) وى همراه شوهرش در سال هفتم هجرت هنگام فتح خيبر به مدينه بازگشت .
هنگام بازگشت جعفر از حبشه پيغمبر ( ص ) فرمود : « به كدام يك از اين دو شادمان باشم ، فتح خيبر يا بازگشت جعفر . » ( 3 )
بنابراين ممكن نيست بگوييم اسماء شب عروسى فاطمه ( س ) در مدينه بوده است . اگر روايت در اصل درست باشد و اگر روايت كنندگان در نوشتن نام دچار اشتباه نشده باشند ، محتملا اين زن اسماء ذات النّطاقين دختر أبو بكر و زن زبير بن عوام بوده است . شگفت اين است كه ابو نعيم خود نخست داستان هجرت اسماء را به حبشه و بازگشت او و مشاجرهء وى را با عمر بر سر اينكه مهاجران حبشه امتيازى بيش از مهاجران مدينه دارند ، آورده و بلافاصله داستان گفت و گوى او را با پيغمبر در شب عروسى فاطمه نوشته است . ( 4 )
يكى از فاضلان معاصر كه كتابى به نام فاطمه از گهواره تا گور ( 5 ) نوشته و كتاب او سه سال پيش در بيروت به چاپ رسيده است ، پس از آنكه با چنين مشكلات روبهرو گرديده و پس از آنكه گفتههاى علماى پيشين را مبنى بر ناممكن بودن حضور اسماء بنت عميس در اين عروسى آورده است . گويد :
« راه حل معقول اين است كه بگوييم اسماء همان اسماء بنت عميس است ، لكن او پس از رفتن به حبشه چند بار به مكه آمده است . و چون مسافران بين اين دو نقطه بايد تنها عرض درياى سرخ را طى كنند ، اين كار چندان مشكل نيست . » ( 6 )
اين مؤلف بزرگوار يك نكتهء مهم را فراموش كرده است ، و آن اينكه وقايع تاريخى تابع فرض و تصور ما نيست . اگر اصولى و يا فقيه هنگام تعارض اخبار تا آنجا كه ممكن باشد به جمع عرفى و يا جمع فقاهتى متوسل مىشود ، به خاطر اين است كه مدلول روايت اثر عملى دارد ، يعنى بيانكننده يكى از احكام پنجگانهء تكليفى است و تا آنجا كه ممكن باشد فقيه نبايد دست از امارات بردارد
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 55
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٥٥