پاكى مخصوص داشت .
( 1 ) آنگاه حفصة اين اشعار را خواند :
- فاطمه بهترين زنان بشر است و چهرهاى ( تابان ) همانند ماه دارد .
- خداوند تو را بر تمام آدميان ، به فضل كسى كه به آيات قرآن مخصوص شد ، برترى بخشيد .
- خداى تعالى تو را به ازدواج جوانى برتر ، يعنى على كه بهترين حاضران است ، در آورد .
- پس اى زنان با فاطمه همگام شويد كه به راستى او بزرگوار است و نزد شخصيت بزرگى است .
( 2 ) سپس معاذه مادر سعد بن معاذ خواند :
- سخنى مىگويم كه از دل بر مىآيد و از خير و خوبى سخن مىگويم و آن را آشكار مىسازم .
- محمد بهترين فرزندان آدم است و در او تكبر و نادانى نيست .
- او به فضل خود راه رشد و هدايت را به ما نماياند كه خدايش به او پاداش نيكو دهد .
- و ما همگام با دختر پيامبر هدايتگر و شريفى هستيم كه شرافت در او مكنون است .
- او در قلهاى است كه ريشهء آن بس بلند است و كسى را همانندش نمىبينم .
( 3 ) زنان به اولين بيت از هر رجز بازمىگشتند و سپس تكبير گفته به خانه داخل مىشدند . سپس رسول خدا ( ص ) كسى را در پى على فرستاد و او را طلبيد و دست فاطمه را گرفت و در دست او نهاد و گفت : خداوند براى تو در دختر رسولش بركت نهد . »
( 4 ) در طبقات ابن سعد آمده است :
« پيامبر ( ص ) در شب زفاف على ( ع ) ، به منزل او آمد . ام ايمن به سوى آن حضرت رفت . پيغمبر پرسيد : آيا برادرم اينجاست ؟ ؟ ام ايمن پرسيد : چگونه او برادر توست كه تو دختر خويش را به همسرى او دادى ؟ پيامبر گفت : او برادر من است . سپس پرسيد :
آيا اسماء بنت عميس هم در اينجاست ؟
گفت : آرى . پيامبر پرسيد :
آيا براى گراميداشت دختر رسول خدا آمدهاى ؟
گفت : آرى .
پيامبر نيز براى او دعا كرد . »
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 49
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٤٩