تسنّن روايت مىكنند كه فاطمه پنج سال پس از نبوت به دنيا آمده و شايد اين خطا از راوى حديث ناشى شده كه ميان ثبت دو كلمهء قبل و بعد اشتباه كرده است .
( 1 )
كنيه و لقب آن حضرت
( 2 ) فاطمه را با كنيهء « ام أبيها » خواندهاند و لقب او را زهرا و بتول گفتهاند . هر وى در شرح الغريبين گويد : « مريم را بتول ( باكره ) ناميدهاند كه از مردان كناره مىگرفت و فاطمه را بدان علت بتول گفتهاند كه از نظير و همتا بر كنار است . »
( 3 )
نقش انگشترى آن حضرت
( 4 ) نقش خاتم آن حضرت اين عبارت بود : « امن المتوكلون . »
( 5 )
دربان آن حضرت
فضّه ، كنيز و دربان آن حضرت بود .
( 6 )
ويژگيهاى ظاهرى آن حضرت
( 7 ) حاكم در مستدرك به سند خود از انس بن مالك و نيز ابن شهر آشوب در مناقب هم از او نقل كردهاند كه گفت :
« دربارهء چهرهء فاطمه از مادرم پرسيدم و او پاسخ داد : گويى او همانند ماه شب چهارده يا خورشيد زير ابر بود ، همانند خورشيدى بود كه از زير ابر بيرون آمده . پوست بسيار سفيدى داشت و شبيهترين مردم بود به رسول خدا ( ص ) .
( 8 ) از عطاء بن ابى رباح نقل شده است كه گفت : « فاطمه دخت رسول خدا ( ص ) فربه مىنمود و نوك موى پيچيدهاش روى ديدگانش مىافتاد . » در كتاب كشف الغمه نقل شده است كه يكى از وعاظ از فاطمه ( ع ) و امتيازات و فضائلى كه خداوند به دو داده ياد كرد و غرق در شادمانى شد و آنگاه اين دو بيت را سرود :
- خورشيد از روى شرم از ( ديدن ) نور درخشان او به سوى شفق گريخت .
- و غنچه از شرم از ( ديدن ) شمايل وى خود را در برگها پوشانيد .