آغاز جنگ
رسول خدا تا « مريسيع » پيش رفت و همانجا خيمه برپا داشت و « عايشه » و « أمّ سلمه » همراه وى بودند . صفهاى جنگ آراسته شد و پس از ساعتى تيراندازى رسول خدا اصحاب خود را فرمود تا : همداستان حمله كردند و يك نفر از افراد دشمن هم نتوانست فرار كند ، ده نفرشان كشته شدند و ديگران اسير گشتند ، از مسلمانان جز يك نفر به شهادت نرسيد ، وى « هشام بن صبابه » بود كه به دست مردى از قبيلهء « عبادة بن صامت » كه او را دشمن مىپنداشت به شهادت رسيد .
اسيران و غنائم
مردان و زنان و كودكان « بنى مصطلق » اسير شدند و شتران و گوسفندان ايشان غنيمت مسلمانان گرديد . رسول خدا فرمود تا : اسيران را شانه بستند و كودكان را در ناحيهاى فراهم ساختند و « بريدة بن حصيب أسلمى » را بر ايشان گماشت ، و نيز فرمود تا :
غنائم را جمعآورى كردند و مولاى خود « شقران » را بر آن گماشت و « محمية بن جزء » را فرمود تا : خمس را جدا كند و ترتيب سهام مسلمانان را بدهد .
اسيران و شتران و گوسفندان را قسمت كردند و هر شترى را با ده گوسفند برابر شمردند و اثاثيهء كم ارزش را هم به مزايده فروختند ، اسب را دو سهم و سوار را يك سهم و پياده را هم يك سهم دادند . اسيران « بنى مصطلق » دويست خانواده بودند و دو هزار شتر و پنج هزار گوسفندشان غنيمت مسلمانان شد .
نزاع مهاجر و أنصار
به گفتهء ابن اسحاق : هنوز رسول خدا بر سر آب « مريسيع » بود كه « جهجاه بن