سرزمين « بلقاء » بتپرستان « عمالقه » را ديد و از آنان بتى خواست . پس « هبل » را به وى دادند و آن را با خويش به مكّه آورد .
ابن اسحاق گويد : « آغاز بتپرستى در ميان « بنى اسماعيل » به گمان بعضى چنان بود كه هر وقت كسى مىخواست از مكّه بيرون رود ، سنگى از سنگهاى حرم را به منظور تعظيم حرم با خويش بر مىداشت ، و چون در منزلى فرود مىآمد . همان سنگ را مىنهاد و گرد آن طواف مىكرد و اين كار مقدمهاى شد تا هر سنگ زيبائى را پرستش كنند و أخلاف از كيش خداپرستى أسلاف بر كنار ماندند . و به جاى دين ابراهيم و اسماعيل به گمراهى و بتپرستى افتادند » .
ابو المنذر : هشام بن محمّد بن سائب كلبى مىگويد : كه « عرب بتپرست هرگاه در سفر به منزلى فرود مىآمد ، چهار سنگ از زمين برمىداشت ، و زيباتر از همه را خدا قرار مىداد و سنگهاى ديگر را ديگپايه مىساخت و هنگام كوچ كردن آنها را رها مىكرد و در منزل ديگر ، چهار سنگ ديگر به همان ترتيب برمىگزيد [ 1 ] . و نيز مىگويد : كه « انصاب » بر سنگهاى مورد پرستش و « أصنام » بر بتهاى شكلدار ساخته شده از چوب و زر و سيم و « اوثان » بر بتهاى تراشيده شده از سنگ اطلاق مىشد [ 2 ] .
ابن اسحاق گويد : « قوم نوح را بتهائى بود كه خداى متعال قصّهء آن را براى پيغمبر خويش در قرآن آورده و گفته است :
( وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً )
[ 3 ] آنگاه فرزندان اسماعيل بتهاى خويش را به همان نامها ناميدند .
« هذيل بن مدركة بن اليأس بن مضر « سواع را بت خويش گرفتند و
هامش
[ 1 ] - كتاب الاصنام : چاپ مصر ، به تحقيق احمد زكى پاشا ، ص 33 .
[ 2 ] - الاصنام ، ص 53 .
[ 3 ] - سوره نوح آيه 23 يعنى و گفتند : رها نكنيد خدايان خويش را ، و رها نكنيد ود را و نه سواع را و نه يغوث و يعوق و نسر را . م .