تقاضاى عفو و اغماض از رسول خدا كرد ، در پاسخ وى فرمود : نه به خدا قسم : ديگر نخواهد شد كه در مكّه دست به ريش خود بكشى و بگوئى كه : من دو بار محمّد را فريب دادم [ 1 ] .
و به روايت ديگر : گفت : همانا مؤمن دو بار از يك سوراخ گزيده نمىشود [ 2 ] .
آنگاه به « زبير » يا « عاصم بن ثابت » فرمود تا : گردن وى را بزنند ، و او را گردن زدند .
داستان معاوية بن مغيره
« معاوية بن مغيرة بن أبى العاص بن أميّه » ( نياى عبد الملك بن مروان ، پدر عايشه :
مادر عبد الملك ) كه « حمزه » - عليه السلام - را مثله كرده بود به قول ابن اسحاق : در همين غزوه گرفتار شد و به قول مقريزى و ابن هشام : گريخت و به عثمان پناهنده شد و او از رسول خدا ، سه روز براى وى مهلت گرفت و قرار شد كه اگر بعد از سه روز ديده شد كشته شود ، و پس از سه روز « زيد بن حارثه » و « عمّار بن ياسر » دستور يافتند او را در « جمّاء » يافتند و كشتند .
ديگر حوادث سال سوم هجرت
1 - تزويج رسول خدا با « حفصه » دختر « عمر » كه قبلا همسر « خنيس بن - حذافهء سهمى » بود ( در ماه شعبان ) .
2 - ولادت امام حسن در نيمهء رمضان همين سال ( به قول مسعودى و ديگران ) .
3 - تزويج رسول خدا با « زينب » دختر « خزيمه » : « أمّ المساكين » ( در ماه رمضان ) .
هامش
[ 1 ] - لا و اللّه ، لا تمسح عارضيك بمكّة بعدها و تقول : خدعت محمّدا مرّتين .
[ 2 ] - إنّ المؤمن لا يلدغ من جحر مرّتين .