شمشيرى كه در دست داشت ، بر سر رسول خدا ايستاد و گفت : كه مىتواند امروز تو را از دست من نجات دهد ؟ رسول خدا گفت : خدا .
آنگاه نيروئى معنوى « دعثور » را بر خود بلرزاند و شمشير از دستش بيافتاد ، رسول خدا آن را برگرفت و گفت : اكنون چه كسى تو را از دست من نجات مىدهد ؟
گفت : هيچ كس ، و سپس شهادتين بر زبان راند و نزد قوم خويش بازگشت و آنان را به دين اسلام دعوت كرد . رسول خدا پس از يازده روز به مدينه بازگشت و آيهء 11 سورهء مائده دربارهء همين غزوه و داستان « دعثور » نازل گرديده است [ 1 ] .
غزوهء بحران [ 2 ] سال سوم ، بعد از غزوهء ذى أمرّ .
رسول خدا خبر يافت كه گروه بسيارى از « بنى سليم » در ناحيهء « بحران فراهم گشتهاند ، پس « عبد اللّه بن أمّ مكتوم » را در مدينه به جانشينى خود برگماشت و با سيصد مرد از اصحاب خويش ، با شتاب رهسپار شد و تا « بحران » همچنان پيش مىرفت ، امّا برخوردى روى نداد و دشمن متفرّق شده بود . رسول خدا پس از ده روز به مدينه بازگشت [ 3 ] .
صاحب طبقات مىگويد : اين غزوه در ششم جمادى الأولى ، 27 ماه پس از هجرت واقع شد [ 4 ] .
هامش
[ 1 ] - طبقات ، ج 2 ، ص 34 . سيرة النبى ، ج 2 ، ص 425 .
[ 2 ] - بحران : سرزمينى است در ناحيهء فرع ، فاصلهء بين فرع و مدينه 8 بريد است ( ر . ك : طبقات ، ج 2 ، ص 35 ) م .
[ 3 ] - طبقات ، ج 2 ، ص 35 . سيرة النبى ، ج 2 ، ص 425 .
[ 4 ] - ج 2 ، ص 35 . م .