جيش جحفل : سپاهى است كه به چهار هزار نفر برسد .
جيش جرّار : سپاهى است كه به دوازده هزار نفر برسد .
و هرگاه سرايا و سوارب پس از بيرون رفتن ، پراكنده و دسته دسته شدند ، كمتر از چهل نفر « جرائد » و از چهل تا كمتر از سيصد « مقانب » و از سيصد تا كمتر از پانصد نفر « جمرات » است . و هرگاه چهل مرد را مىفرستادند ، آنها را « عصبه » مىناميدند .
و برخى « مقنب » [ 1 ] را مثل « منسر » و هر كدام را ميان سى تا چهل مرد دانستهاند .
و « كتيبه » : سپاهى است كه فراهم گشته و پراكنده نشود و « حضيره » : از ده نفر به پائين را گويند كه به جنگ فرستاده شوند و « نفيضه » : آنان را كه سپاهى بسيار نيستند ، و « أرعن » : سپاه بزرگ بىمانند را و « خميس » : سپاه عظيم را گويند .
غزوهء ودّان يا غزوهء أبواء
تاريخ غزوه - صفر سال دوم هجرت .
جانشين رسول خدا - سعد بن عباده .
مقصد - قريش و بنى ضمرة بن بكر بن عبد مناة بن كنانه .
نتيجه - قرار صلحى با « بنى ضمره » به امضاى « مخشىّ بن عمرو ضمرى » :
سرور « بنى ضمره » در آن تاريخ .
سريّهء « عبيدة بن حارث بن مطّلب شوّال سال اوّل
عدّهء سپاهيان - شصت يا هشتاد نفر سوار از مهاجرين كه يك نفر هم از انصار همراه آنها نبود .
مقصد - دستهاى از قريش كه ممكن بود به اطراف مدينه تجاوز كنند .
هامش
[ 1 ] - ر . ك : التنبيه و الاشراف ، ص 243 - 244 .