آيا نزد محمّد روم تا با وى به سخن پردازم ، و پيشنهادهائى بر وى عرضه كنم .
باشد كه قسمتى از آنها را بپذيرد . و هر چه خواهد به وى دهيم تا دست از سر ما بردارد ؟
و اين پس از اسلام « حمزه » بود ، و اصحاب رسول خدا هم رو به فزونى بودند . گفتند :
اى « أبو وليد » برخيز و با وى سخن بگوى . « عتبه » نزد رسول خدا رفت و پهلوى وى نشست و گفت : برادرزادهام ! مقام خويش را در ميان ما از حيث منزلت در ميان عشيره . و شرافت نسب مىدانى . اما با امرى عظيم كه آوردهاى جماعت قوم خود را پراكنده ساخته ، و خردهاشان را سفاهت خوانده ، و خدايان و دينشان را نكوهش كرده ، و پدران مردهء ايشان را كافر ناميدهاى ، اكنون پند مرا بشنو تا امورى بر تو عرضه دارم و آنها را نيك بنگرى ، باشد كه قسمتى از آن را بپذيرى . رسول خدا گفت : اى « أبو وليد » بگو تا بشنوم . گفت : برادرزادهام ! اگر منظورت از آنچه مىگوئى مال است ، آن همه مال به تو مىدهم تا از همه مالدارتر شوى [ 1 ] ، و اگر به منظور سرورى قيام كردهاى ، تو را بر خود سرورى مىدهيم و هيچ كارى را بىاذن تو به انجام نمىرسانيم ، و اگر پادشاهى بخواهى ، تو را بر خويش پادشاهى مىدهيم ، و اگر چنان كه پيش مىآيد يكى از پريان بر تو چيره گشته و نمىتوانى او را از خويشتن دور سازى ، از طريق پزشكى تو را درمان مىكنيم و مالهاى خويش را بر سر اين كار مىنهيم .
رسول خدا گفت : سخنت به پايان رسيد ؟
- گفت : آرى .
- گفت : اكنون تو بشنو .
- گفت : مىشنوم .
رسول خدا آياتى از قرآن مجيد [ 2 ] بر وى خواند ، و « عتبه » دستها را پشت سر تكيهگاه ساخت و با شيفتگى گوش مىداد ، تا رسول خدا به آيهء سجده رسيد و سجده كرد و سپس گفت : اى « أبو وليد » اكنون كه پاسخ خود را شنيدى هر جا كه خواهى
هامش
[ 1 ] - در پاسخ اين پيشنهاد آيه 47 از سورهء سبأ نازل گرديد .
[ 2 ] - سورهء فصلت ، آيات 1 - 27 .