« 268 » رسول خدا ( ص ) فرمود : تا روز قيامت عمره در حج داخل گرديد . آنگاه انگشتان يك دستش را در انگشتان دست ديگرش فرو كرد و فرمود : اگر در آغاز با آن چه در پايان روبهرو شدم ، مواجه مىگشتم قربانى نمىآوردم . سپس منادىاش را فرمود كه ندا دهد : هر كه قربانى با خود نياورده از احرام بيرون آيد و حج خود را به حساب عمره گذارد و هر كه از شما قربانى آورده بر احرام خود باقى بماند . توضيح : حج سه گونه است : افراد ، قرآن ، تمتع . حج افراد و قرآن ، تكليف كسانى است كه نزديك مكه هستند ، و حج تمتع تكليف كسانى است كه از مكه دورند . كسى كه حج افراد مىكند نخست بايد حج و سپس عمره مفرده بگذارد . كسى هم كه حج قرآن مىكند همين وظيفه را دارد جز اين كه موقع احرام بايد قربانى هم ببرد . كسى كه حج تمتع مىگذارد اول عمره تمتع را به جاى مىآورد و آنگاه حج مىگذارد . بنا بر اين پيغمبر ( ص ) وقتى در حجة الوداع احرام بست ، حج قرآن به جاى آورد چون قربانى با خود آورده بود . على ( ع ) هم مانند رسول خدا ( ص ) احرام بسته بود و با خود قربانى آورده بود . بنا بر اين حج او هم قرآن بود . اكثر كسانى كه با پيامبر ( ص ) بودند ، موقع احرام قربانى با خود نياورده بودند و احرام حج بسته بودند . حج تمتع در آن روز واجب نشده بود . چون تكليف حج تمتع با نزول آيهء زير :
« 269 » واجب گشت ، رسول خدا ( ص ) به كسانى كه با خود قربانى همراه داشتند ، فرمود تا بر احرام خود باقى بمانند سپس براى حج احرام ببندند و گفت : تا روز قيامت عمره در حج داخل شد . بنا بر اين تكليف كسانى كه دور از مكهاند ، از جمله اهل مدينه ، حج تمتع است و آنها نبايد حج افراد يا قرآن به جاى آورند و تنها در اين سال بود كه كسانى كه قربانى با خود آورده بودند مىبايست حج قرآن به جاى آورند . معنى دخول عمره در حج هم اين است كه شخصى كه حج تمتع مىگزارد مناسكش مركب از دو عمل حج و عمره مىباشد كه بر خلاف حج افراد و قرآن به منزلهء يك چيز مىباشند . ولى كسى كه حج مفرده يا قرآن به جاى