رسول خدا ( ص ) مىسرود . سعيد بن حريث مخزومى و ابو برزهء اسلمى در كشتن او شركت داشتند .
حويرث بن نقيد نيز يكى ديگر از مردانى بود كه حكم قتلش به وسيلهء رسول خدا ( ص ) صادر شد .
اين فرد پيامبر را در مكه آزار مىداد و سرانجام آزار مىداد و سرانجام به دست على بن ابى طالب ( ع ) كشته شد .
مقيس بن صبابه نيز در زمرهء همان مردان بود . وى برادرى به نام هشام داشت كه يكى از انصار به اشتباه او را كشت ، زيرا گمان مىكرد كه او هم جزو دشمنان است . سپس پيغمبر ( ص ) ديهء برادر مقتول مقيس را به وى پرداخت اما مقيس بعدا به قاتل برادرش حمله برد و او را كشت و مرتد شد و به سوى قريش بازگشت . نميلة بن عبد اللّه يكى از افراد قوم مقيس ، وى را كشت .
عكرمة بن ابى جهل نيز محكوم به مرگ شد . او به سوى يمن گريخت . اما همسرش ام حكيم ، دختر عمويش حارث بن هشام اسلام آورد و براى او از رسول خدا ( ص ) امان گرفت . پيغمبر ( ص ) او را امان داد . ام حكيم به جستجوى شوهرش پرداخت و او را پيدا كرد و نزد رسول خدا آورد و سرانجام عكرمه مسلمان شد .
وحشى ، قاتل حمزه نيز محكوم به مرگ شد . براى او از آن حضرت امان خواستند و پيغمبر به دو امان داد و گفت : پيوسته روى خود را از نظر من پنهان دار . وحشى كه همواره در حال مستى به سر مىبرد ، سرانجام در حمص از دنيا رفت .
كعب بن زهير بن ابى سلمى نيز به مرگ محكوم شد . وى رسول خدا ( ص ) را هجو مىكرد .
براى او از رسول خدا ( ص ) امان طلبيدند و پيغمبر ( ص ) هم او را امان داد . وى بعدا پيغمبر را در قصيدهء مشهور بانت سعاد خود ستود .
هبار بن اسود نيز به حكم پيامبر ( ص ) محكوم به مرگ شد . وى كسى بود كه زينب دختر رسول خدا ( ص ) را ترسانده بود .
حارث بن هشام برادر ابو جهل از پدر و زهير بن اميه و صفوان بن اميه نيز به مرگ محكوم شده بودند كه همگى اسلام آوردند و پيغمبر ( ص ) هم از آنها گذشت كرد .
زنانى كه به مرگ محكوم شدند عبارت بودند از : هند ، دختر عتبه . وى اسلام آورد و با پيامبر ( ص ) بيعت كرد . دو كنيز عبد اللّه بن حنظل ، به نامهاى فرتنا و قريبه كه اشعار عبد اللّه در هجو رسول خدا ( ص ) را مىخواندند نيز محكوم به مرگ شدند . از اين دو قريبه كشته شد اما فرتنا گريخت .
براى فرتنا از رسول خدا ( ص ) امان خواستند و آن حضرت هم به وى امان داد . فرتنا تا روزگار خلافت عثمان زنده بود .
ساره ، كنيز عمرو بن هشام بن عبد المطلب نيز جزو محكومان بود كه در آن روز كشته شد . برخى گويند براى او از پيغمبر ( ص ) امان خواستند . وى در زمان خلافت عمر در ابطح زير پاى اسبش افتاد و كشته شد .
پيغمبر ( ص ) رو به كعبه گذارد و حجر الاسود را استلام فرمود و همانطور كه بر اشترش نشسته
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 217
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٢١٧