بخواهند اقامت كنند در بدترين جا اقامت كرده باشند و اگر بخواهند در مدينه بر ما وارد شوند با آنها مىجنگيم كه ما به مدينه از آنها آشناتريم .
آنها خانههاى مدينه را از هر ناحيه چنان به هم مرتبط ساخته بودند كه مثل دژ شده بود . نظر رسول خدا ( ص ) اين بود كه به خاطر خوابى كه ديده بود ، از مدينه بيرون نرود . او دوست داشت يارانش نيز با نظر او موافقت كنند . از اين رو با اصحابش به رايزنى پرداخت و در مورد بيرون رفتن از مدينه نظر آنان را جويا شد .
عبد اللّه بن ابى بن سلول پيشنهاد داد كه آن حضرت بيرون نرود . او گفت : رسول خدا ! در مدينه بمان و از آن خارج نشو . به خدا سوگند هرگاه ما در برابر دشمن بيرون رفتيم شكست خوردهايم و هرگاه دشمن بر ما درآمده است او را شكست دادهايم . پس اى رسول خدا آنها را واگذار ، اگر بخواهند اقامت كنند در بدترين جايگاه اقامت كرده باشند و اگر وارد شوند ، مردان با آنها روياروى به نبرد مىپردازند و كودكان از پشت بر آنها سنگ مىپرانند ، و اگر بازگردند ، ناكام و شكست خورده همانطور كه آمده بودند ، برخواهند گشت .
عدهاى كه غالب آنها از جوانانى بودند كه در بدر حضور نداشتند ، و نيز برخى از كامل مردان گفتند : ما را به سوى دشمنانمان بر تا فكر نكنند كه ما از ايشان ترسيديم . به خدا سوگند عرب را گستاخ مكن كه بر خانههاى ما وارد شود . اويس بن اوس ، از بنى عبد الأشهل گفت : رسول خدا ! من دوست ندارم قريش به سوى قوم خويش بازگردد و بگويد : محمد را در كوشكها و حصارهاى يثرب محاصره كرديم . و اين موجب گستاخى قريش شود . به علاوه آنها زمينهاى ما را زير پا نهادهاند ، اگر الآن از آبرو و زمين خود دفاع نكنيم ، ديگر نمىتوانيم زراعت كنيم . رسول خدا ! ما در روزگار جاهليت هم كه بوديم و اعراب به قصد ما مىآمدند تا با شمشيرهاى خود به سوى آنها نمىرفتيم و بيرونشان نمىرانديم ، طمع آنها بريده نمىشد . اينك ما بدين كار سزاوارتريم چون خداوند ما را به تو يارى داده و فرجام ما را به ما بازشناسانده است . بنا بر اين ما خود را در خانههايمان زندانى نمىكنيم .
خيثمه ، ابو سعد بن خيثمه ، كه مردى بسيار پير بود و پسرش سعد در جنگ بدر به شهادت رسيده بود ، برخاست و گفت : رسول خدا ! قريش يك سال درنگ كرد و در طى اين مدت گروهها را گرد آورد و اعراب را جلب كرد و آنگاه در حالى كه اسبان را مىكشند و بر شتران نشستهاند به سوى ما آمده و در سرزمين ما خيمه زده تا ما را در خانهها و كوشكهايمان محاصره كنند و آنگاه دست پر بازگردند و زخمى نبينند . اين كار آنها را بر ما دلير گرداند . آن چه آنان با كشتزارهاى ما كردند موجب گستاخى اعراب پيرامون ما مىشود و آنان را به طمع در ما وامىدارد ، اگر ببينند ما براى مقابله با آنها بيرون نرفتيم و از حريم خود ايشان را بازپس نرانديم اميد است خداوند ما را بر آنها پيروز گرداند و اين سنت الهى براى ماست اما حالت ديگر شهادت است . در جنگ بدر بخت به من روى ننمود اگر چه بسيار مشتاق به شركت در آن بودم تا آنجا كه با پسرم براى شركت در آن جنگ قرعه كشيدم اما
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 135
مساهمون: على حجت كرمانى
ص١٣٥