كردند كه همچنان بر آيين خود باقى بمانند بنا بر آن كه فرزندان خود را تشويق به نصرانىگرى نكنند .
آنگاه آن حضرت به مسلمانهايشان صلههايى عطا فرمود .
وفد بنى حنيفه
: اندكى بيش از ده نفر بودند كه در ميان آنها مسيلمة بن حبيب كه به دروغ ادعاى نبوت كرد نيز حضور داشت . آنها را در خانهء رمله دختر حارث مسكن دادند و به خاطر آنها ضيافتهايى برگزار كردند هر بام و شام يك بار به آنها نان و گوشت و بار ديگر نان و شير و بار سوم نان و روغن مىدادند و يا در ميانشان خرما پخش مىكردند . رسول خدا ( ص ) به اين وفد نيز صلههايى بخشيد .
وفد شيبان
: حرملة بن عبد اللّه از بنى كعب از بلعنبر از بنى شيبان خدمت رسول خدا ( ص ) آمده او به رسول خدا ( ص ) عرض كرد : رسول خدا ! مرا مىفرمايى چه كنم ؟ پيغمبر فرمود : كار نيك كن و از كار زشت بپرهيز . حرمله رفت و دوباره بازگشت و پرسيد : اى رسول خدا ! مىفرمايى چه كنم ؟
پيغمبر ( ص ) فرمود : كار نيك كن و از انجام كار زشت بپرهيز . و بنگر كه گوشهايت دوست دارند پس از آن كه از نزد مردم برمىخيزى دربارهء تو چه بشنوند پس اگر خوب شنيدند آن كارها را به جاى آر و اگر دربارهء تو سخنان بدى مىگويند ، از انجام آنها بپرهيز .
وفد طىء
: 15 نفر بودند كه شخصى به نام زيد الخيل بن مهلهل از بنى نبهان رياست آنها را بر عهده داشت ، آنها اسلام آوردند و پيغمبر پنج اوقيه نقره به هر يك از آنها بخشيد و به زيد الخيل دوازده و نيم اوقيه عطا كرد .
رسول خدا ( ص ) فرمود : مردى از عرب را براى من ياد نكردند جز آن كه او را غير از آن چه ديدم كه براى من بازگفته بودند مگر زيد را . كه صفات او تماما بيان نگشته است . پيامبر ( ص ) او را زيد الخير ناميد و به دو سرزمين فيد و دو زمين بخشيد .
وفد نجيب
: اين وفد در سال نهم هجرى و همراه با 13 تن كه زكات اموال خويش را نيز مىآوردند ، خدمت رسول خدا ( ص ) آمدند . پيغمبر ( ص ) از آمدن آنها مسرور شد و به ايشان خوشامد گفت . و جايگاهشان را نيكو گردانيد و هدايايى به آنها داد و به بلال فرمود از آنها خوب پذيرايى كند و صله و عطاياى نيكى به آنها دهد و خود نيز هدايايى بيشتر از آن چه كه به ديگر وفود مىداد به آنها عطا كرد و پرسيد : آيا كسى از شما مانده كه صله دريافت نكرده است ؟ گفتند : غلامى كه ما او را بر بارهاى خود به نگاهبانى گماردهايم . آن غلام را نيز خدمت پيامبر ( ص ) آوردند . غلام عرض كرد :
حاجت مرا روا فرما . پيامبر ( ص ) پرسيد : حاجت تو چيست ؟ غلام پاسخ داد : اين است كه از خدا بخواهى مرا بيامرزد و رحمتم فرمايد و غنا و بىنيازى مرا در دلم قرار دهد . پيامبر ( ص ) نيز همين دعا را براى او كرد و به او هم همان عطايى را داد كه به افراد ديگر آن وفد عطا فرموده بود .
وفد مراد
: از اين وفد فروة بن مسيك مرادى خدمت آن حضرت رسيد و بر سعد بن عباده فرود آمد و قرآن و فرايض و شرايع اسلام را مىآموخت . پيامبر ( ص ) دوازده اوقيه به او عطا فرمود و او را بر اشترى اصيل نشانيد و حلّهاى از بافتههاى عمان به وى بخشيد و او را بر قبيلههاى مراد و زبيد و