ملحون نباشد . آيا ماجراى مرد نحوى را در كشتى با كشتيبان كه عارف رومى در مجلد اول « مثنوى » آورده است شنيدهاى ؟ :
آن يكى نحوى به كشتى در نشست * رو به كشتيبان نمود آن خودپرست
گفت هيچ از نحو خواندى گفت لا * گفت نيم عمر تو شد بر فنا
دلشكسته گشت كشتيبان ز تاب * ليك آن دم گشت خاموش از جواب
باد كشتى را به گردابى فكند * گفت كشتيبان بدان نحوى بلند
هيچ دانى آشنا كردن بگو * گفت نى از من تو سبّاحى مجو
گفت كلّ عمرت اى نحوى فناست * زانكه كشتى غرق در گردابهاست
در عين حال بايد سعى شود كه قرآن كريم و ادعيه اعم از مأثور و غير مأثور صحيح قرائت شود .
في الكافى عن أبى عبد اللَّه عليه السّلام قال : أعرب القرآن فإنّه عربىّ
( ص 450 ج 2 معرب ) . و مع ذلك
فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ
( المزمل : 21 ) .
تدبّر ترشد ان شاء اللَّه تعالى .
تبصره : روايت ذكات جنين ، صحيح آن اين است كه ذكات دوم مرفوع و خبر اول است كه ذكاة جنين همان ذكاة أمّ او است بلى اگر جنين زنده خارج شود بايد او را نحر يا ذبح كرد . و شقوق بحث آن موكول به كتب فقهى است و روايات مربوط به آن در سماء و عالم « بحار » و اقوال طائفهاى از علماء نقل شده است ( ج 14 ط 1 ص 818 ) . ورود بحث در آن سبب خروج از موضوع رساله مىشود .
مرحوم مجلسى در همين مورد بعد از نقل اخبار گويد : « و اعلم أنّ المقطوع به في كلام الاصحاب أنّ تذكية الامّ تكفى لتذكية الجنين و حلّه اذا تمّت خلقته و أشعر و أوبر . و الحكم في الاخبار مختلف ففي بعضها منوط به تمام الخلقة ، و في بعضها بالشّعر و الوبر ، و في بعضها بالشّعر و في بعضها به تمام الخلقة و الشّعر و كان بينها تلازم فيحصل الجمع بين الجميع كما قال في « س » : و من تمام الخلقة الشّعر و الوبر ،