أهل الجنّة لا يتحسّرون على شىء فاتهم من الدّنيا كتحسّرهم على ساعة مرّت من غير ذكر اللَّه .
مهمترين شعب تزكيه ، تطهير سرّ و ذات انسان از شك و ريب در ايمان باللَّه است كه با نور معرفت از ظلمات اوهام و وساوس بدر آيد و به حليت توحيد حقيقى كه توحيد قرآنى است متحلّى گردد . و اگر همّت بگمارى كه يك انسان قرآنى بشوى كه در حقّ تو صدق آيد لا يمسّه الّا المطهّرون خوشا به حالت .
حال بدان كه آنچه را مىشنوى آن را مس مىكنى و آنچه را مىگويى نيز اين چنين است . و آنچه را مىخورى هم مس مىكنى و همهء انحاء ادراكات تو ممسوس تست و تمام احوال و نيّات و شئون و اطوار تو ممسوس تست ، آن انسان قرآنى باش كه
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
. و با نامحرم جليس مباش خواه نامحرم آشنا و خواه نامحرم بيگانه . و مقصودم از اين نامحرم مطلق مرد و زنى است كه محرم ولايت الهى و ولايت اولياء اللَّه نيست . و بند هجدهم « دفتر دل » هم در اين امر مطلوبست ، و آن اينكه :
سخن بنيوش و ميكن حلقهء گوش * مكن اين نكته را از من فراموش
حذر بىدغدغه از صحبت غير * چه در مسجد بود غير و چه در دير
كه اغيارند نامحرم سراسر * چه از مرد و چه از زن اى برادر
دل بىبهره از نور ولايت * بود نامحرم از روى درايت
ز نامحرم روانت تيره گردد * قساوت بر دل تو چيره گردد
چه آن نامحرمى بيگانه باشد * و يا از خويش و از همخانه باشد
ترا محرومى از نامحرمانست * كه نامحرم بلاى جسم و جانست
مرا چون ديده بر نامحرم افتد * ز اوج انجلايش در دم افتد
به روز روشن است اندر شب تار * به نزد يار خود دور است از يار
همين نامحرم است آن ناس نسناس * كه استيناس با او آرد افلاس