تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
بهره‌ورى از نيكيهايت جريان دهى ، و از بهره‌هاى خويش به من ارزانى دارى و گوش و چشم و نهان و آشكار و توجه و دل و عزم و خردم همه را به سوى آن چيزى بگردانى كه به سبب آن در راه دلخواهت ياريم مىكنى ، و به اسباب رضايت نزديكم مىسازى ، و بخششهاى اضافى و فراوانت را برايم لازم مىدارى ، و احسانهاى ارزانى داشته‌ات را برايم ادامه مىدهى ، اى مهربانترين مهربانان ] .

توضيح : [ تفسير مفردات دعاهاى مذكور ]

« فالِقُ الْإِصْباحِ »
يعنى : شكافندهء عمود صبح از ظلمت شب . « و جاعل اللّيل سكنا » سكنا - به فتح اول و دوم - يعنى : موجب سكون و راحت از تعب . « و الشّمس و القمر حسبانا » . يعنى : دانسته مىشود و به حساب در مىآيد به دوران آفتاب و ماه ازمنه و سنين .
« وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ »
به نون و ياء به دو نقطهء زيرين و باء به يك نقطه - صيغهء متكلّم است ، يعنى : رجوع مىكنم به توبه به سوى پروردگار . « و اقذف في قلبى رجاك » اقذف - به قاف و ذال نقطه‌دار - مأخوذ از قذف به معنى رمى است ، يعنى : بينداز در دل من رجاء خود را ، و اميدوار گردان مرا به كرم و لطف خود ، [ و ] مرا نااميد مگردان كه نااميدى از كرم تو موجب كفر است . « يا من يرحم العبرة » - به فتح عين بىنقطه و اسكان باء به يك نقطه - به معنى اشك چشم است ؛ يا به معنى ترديد گريه است در سينه كه از غلبهء گريه و اضطراب بهم مىرسد . « لا يعزب » - به عين بىنقطه و زاء نقطه‌دار بر وزن يقعد به معنى لا يغيب است يعنى چيزى از تو غايب نمىشود . « فاعطنى الفرج الهنىّ » يعنى : اعطا كن مرا فرجى كه نبوده باشد در آن تعبى . « و المخرج الوحىّ » - به حاء بىنقطه و تشديد ياء به دو نقطهء زيرين - به معنى سريع است ، يعنى :