بهرهورى از نيكيهايت جريان دهى ، و از بهرههاى خويش به من ارزانى دارى و گوش و چشم و نهان و آشكار و توجه و دل و عزم و خردم همه را به سوى آن چيزى بگردانى كه به سبب آن در راه دلخواهت ياريم مىكنى ، و به اسباب رضايت نزديكم مىسازى ، و بخششهاى اضافى و فراوانت را برايم لازم مىدارى ، و احسانهاى ارزانى داشتهات را برايم ادامه مىدهى ، اى مهربانترين مهربانان ] .
توضيح : [ تفسير مفردات دعاهاى مذكور ]
« فالِقُ الْإِصْباحِ »
يعنى : شكافندهء عمود صبح از ظلمت شب .
« و جاعل اللّيل سكنا »
سكنا - به فتح اول و دوم - يعنى : موجب سكون و راحت از تعب .
« و الشّمس و القمر حسبانا »
. يعنى : دانسته مىشود و به حساب در مىآيد به دوران آفتاب و ماه ازمنه و سنين .
« وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ »
به نون و ياء به دو نقطهء زيرين و باء به يك نقطه - صيغهء متكلّم است ، يعنى : رجوع مىكنم به توبه به سوى پروردگار .
« و اقذف في قلبى رجاك »
اقذف - به قاف و ذال نقطهدار - مأخوذ از قذف به معنى رمى است ، يعنى : بينداز در دل من رجاء خود را ، و اميدوار گردان مرا به كرم و لطف خود ، [ و ] مرا نااميد مگردان كه نااميدى از كرم تو موجب كفر است .
« يا من يرحم العبرة »
- به فتح عين بىنقطه و اسكان باء به يك نقطه - به معنى اشك چشم است ؛ يا به معنى ترديد گريه است در سينه كه از غلبهء گريه و اضطراب بهم مىرسد .
« لا يعزب »
- به عين بىنقطه و زاء نقطهدار بر وزن يقعد به معنى لا يغيب است يعنى چيزى از تو غايب نمىشود .
« فاعطنى الفرج الهنىّ »
يعنى : اعطا كن مرا فرجى كه نبوده باشد در آن تعبى .
« و المخرج الوحىّ »
- به حاء بىنقطه و تشديد ياء به دو نقطهء زيرين - به معنى سريع است ، يعنى :