دعاى ما بين اذان و اقامت واقعست به مطيع و محسن تفسير كردهاند ، يعنى « بار خدايا دل مرا اطاعتكننده و نيكوكار گردان » - و اللَّه أعلم » .
و فقرهء و عيشى قارّا كه در همان دعا مذكور است آن را سه تفسير است :
اول - آنكه مراد به « عيش قارّ » بر قرار بودن و انقطاع نيافتن آنست ، يعنى « بار خدايا عيش مرا همواره بر قرار دار و مستقر ساز و آن را هرگز منقطع مساز » .
دوم - آنكه اين عيش بر وجهى بوده باشد كه در موضع اقامت بىتعب سفر و مشقّت حضر به من و اصل شود ، يعنى « بار خدايا عيش مرا در بلدهء اقامت من بر وجهى به من رسان كه تعب سفر و مشقّت حضرم نبايد كشيد » .
سيّم - آنكه مراد از عيش قارّ آنست كه عيش به سرور و خوشحالى بوده باشد ، أى قارّا لعينى ، و اين معنى از قرّة عين مأخوذ است به معنى خنك شدن چشم كه كنايه از خوشحالى و فرح و سرور است چنانچه گفته شد .
و مراد به رزق دارّ آنست كه لحظه به لحظه متجدّد شود و زياده گردد يعنى روزى مرا زياده كن و روز بروز مىداده باش . و اين معنى مأخوذ است از قول عرب كه مىگويند : درّ اللّبن ، گاهى كه شير در پستان زياده شود و جريان آن بسيار گردد .
و مستقرّ به صيغهء اسم مفعول ، اسم مكان و منزل است يعنى قرارگاه . و مراد به قرار ، مكث و درنگ كردن است . و « قرار » و « مستقر » هر دو به يك معنىاند ، و بعضى تفرقهء ميان ايشان نمودهاند چنانچه از فاضل وحيد و كامل فريد شيخ ما شيخ شهيد - نوّر اللَّه مضجعه - نقل كردهاند كه مراد به « مستقر » ، قرارگاه دنياست چنان كه در قرآن مجيد واقعست
وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ *
« 1 » و مراد به « قرار » قرارگاه آخرتست چنان كه در فرقان حميد جايى كه مىفرمايد :
وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ
« 2 » .
يعنى « قرارگاه مرا در دنيا و آخرت در جوار رسول خود كن » .
هامش
( 1 ) سوره بقره : 2 - آيهء 36 .
( 2 ) سورهء غافر : 40 - آيه 39 .