عنبر سرشت را به آسانى به من ارزانى دار ، و چون مرا در معرض حساب آرى حساب مرا به آسانى و سهولت بگذران » . بعد از آن دست چپ را شستند و به خواندن اين دعا تبرّك جستند :
اللّهمّ لا تعطنى كتابى به شمالى و لا تجعلها مغلولة الى عنقى ، و اعوذ بك من مقطّعات النّيران .
يعنى « بار خدايا نامهء اعمال مرا در موقف عرصات به دست چپ من مده ، و مگردان آن را طوق گردن من ، و پناه مىبرم به رحمت و مغفرت تو از جامههائى كه خيّاط قهر و غضب تو از قطعه قطعه آتش فراهم آورده است ، و به جهت پوشش بندگان گناهكار مقرّر شده » . و بعد از آن مسح سر كردند و اين دعا را بر زبان آوردند :
اللّهمّ غشّنى رحمتك و بركاتك .
يعنى « بار خدايا رحمت خود را شامل من ساز ، و از بركات نعمت خود مرا بىبهره مگذار » . بعد از آن پاها را مسح كردند و اين دعا را بر زبان معجز بيان جارى ساختند :
اللّهمّ ثبّتنى على الصّراط يوم تزلّ فيه الاقدام و اجعل سعيى فيما يرضيك عنّى .
يعنى « بار خدايا بر پاى دار مرا بر پل صراط ، و اقدام مرا از لغزيدن بر آن نگاه دار روزى كه قدمهاى عاصيان در حين مرور بر آن به لغزش در مىآيد ، و همگى سعى مرا مصروف دار بر امرى كه متضمّن حصول رضاى تو باشد از من » . بعد از آن سر مبارك بالا كردند و به جانب محمّد حنفيّه نظر افكنده فرمودند كه : اى محمّد هر بنده از بندگان مؤمن كه وضو سازد مثل اين وضويى كه من كردم و بگويد مثل آنچه من گفتم در هر وقت ، هر آينه بيافريند حضرت عزّت - عمّت عطيّاته - در وجه جزاى عمل او به ازاء هر قطره از قطرات آبى كه در آن وضو صرف كرده است ملكى كه تقديس و تسبيح و تكبير او مىكرده باشد تا روز قيامت ، و ثواب عمل او را تا روز قيامت در نامهء اعمال آن بندهء مؤمن ثبت گردانند ، و
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ *
.