2 - زمامداران و رؤساى امّت از « اهل بيت ( ع ) » عدول كردهاند .
2 - و اين زمامداران و اولياء امور امّت بودند كه از « اهل بيت ( ع ) » عدول كرده و از آنها روى گرداندهاند .
و اين جريان ، از همان روز كه به خاطر « خلافت » از آنها عدول كردند و آن را به انتخاب و اختيار خود گرفتند سرچشمه گرفته ، و جريان يافته است ، با اينكه نصّ صريح بر « خلافت امير مؤمنان على ( ع ) » وجود داشت ؛ چه اينكه ديدند عرب بر بودن « خلافت » در يك خاندان صبر نخواهد كرد ! لذا ، نصوص آن را تأويل بردند و « خلافت » را به انتخاب گذاردند ، تا هر كدام از قبائل آنها به آرزوى رسيدن به آن باشند گرچه سالها طول بكشد ، گاهى در اينجا باشد ، و گاهى در آنجا ، و مرتبهاى ديگر در قبيلهاى دور تر . آنها هر چه قدرت و قوّت داشتند براى تأييد آن به كار گرفتند و تمام كسانى كه مخالف با اين معنى بودند در هم شكستند .
اين وضع ، آنان را ناچار ساخت كه از « مذهب اهل بيت ( ع ) » كناره گيرند ، و آنچه از « كتاب » و « سنّت » ، دلالت بر « وجوب تعبّد و تسليم در برابر آنان » داشت ، تأويل نمايند . اگر آنها تسليم ظواهر « ادلّه » مىشدند و به سوى « اهل بيت ( ع ) » بازمىگشتند و خواص و عوام را در اصول و فروع به آنان ارجاع مىدادند ، راه بازگشت را بر خود مىبستند و از بزرگترين مبلّغان و دعوت كنندگان به سوى « اهل بيت ( ع ) » مىگرديدند ؛ امّا اين « حقيقت » با خواستههاى آنان و آنچه را كه بر آن عزم داشتند سازگارى نداشت و با حزم و دورانديشى و قدرت سياسيشان