اين فقط به خاطر « تسليم در برابر ادلّه و برهان » ، و تنها به واسطهء تعبّد در برابر سنّت پيامبر اسلام ( ص ) مىباشد كه اين « راه » را برگزيده است و بس .
اگر « ادلّهء شرعى » به « شيعه » اجازهء مخالفت با « ائمهء اهل بيت پيامبر ( ص ) » را مىداد و يا او مىتوانست به هنگام انجام وظايف - طبق مذهب ديگر - قصد قربت كند ، از جمهور تبعيّت مىكرد و قدم به جاى قدم آنها مىگذارد تا پيمان دوستى محكمتر و دستگيرهء برادرى مطمئنتر گردد ، امّا « ادلّهء قطعى » راه شخص مؤمن را سد مىكند و بين او و خواستههايش فاصله مىاندازد .
و از شما جاى بسى شگفتى است كه مىفرمائيد : گذشتگان صالح ، متديّن به اين « مذاهب اربعه » بودهاند ! گويا شما مطّلع نيستيد كه صالحان پيشين و هم آنها كه بعد آمدهاند ، يعنى « شيعيان آل محمد ( ص ) » - كه در حقيقت نصف مسلمانان را تشكيل مىدادند - به « مذهب أئمّهء اهل بيت » و « ثقل رسول اللّه ( ص ) » متديّن بودهاند ، و از آن كوچكترين انحرافى نيافتهاند . آنها از زمان على و فاطمه ( ع ) تا هم اكنون ، مطابق اين روش عمل مىكردهاند ؛ يعنى از آن زمان كه نه اشعرى و نه هيچكدام از ائمهء مذاهب اربعه ، و نه پدران آنها وجود داشتهاند . اين مسلما بر شما مخفى نيست .
المراجعات ( گفت و شنودهاى مذهبى حق جو و حق شناس ) ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص٢٨