و بنگر ! كه چگونه « اختيار وصىّ بر همان روش و نسق اختيار نبى است . »
و نگاه كن ! كه چگونه خداوند به نبيّش وحى فرمود كه دخترش را به همسرى او ، و وى را « وصىّ » خود انتخاب نمايد .
و توجّه كن ! آيا خلفاى انبياء پيشين غير از اوصياء آنها بودهاند ؟ ! بنابراين ، آيا جايز است « كسى را كه خدا انتخاب كرده و وصىّ بزرگترين پيامبرانش گردانيده » عقب زده و ديگرى را بر او مقدّم داريم ؟ !
و آيا صلاحيّت دارد شخص ديگرى « ولىّ » و سرپرست چنين فردى باشد ؟ ! و او را تحت فرمان و از رعاياى خود به شمار آورد ؟ !
آيا عقلا ممكن است اطاعت زمامدارى را بر « كسى كه خدا و پيامبرش او را برگزيدهاند » واجب بشماريم ؟ ! .
چگونه ممكن است خدا و رسولش كسى را انتخاب نمايند امّا ما ديگرى را برگزينيم ؟ ! در حالى كه قرآن مىگويد :
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً
.
( هيچ مرد با ايمانى و هيچ زن با ايمانى ، هنگامى كه خدا و رسولش حكمى دهند ، حق ندارد اختيارى در كار خويش داشته باشد . و هر كس از فرمان خدا و پيامبرش سرپيچى كند ، گرفتار گمراهى آشكارى شده است « 266 » ) .
هامش
( 266 ) سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 36 .