حقجو درخواست اجازهء بحث !
من هم اكنون در كنار درياى بيكران علم تو ايستادهام ؛ اجازه مىخواهم كه خود را در امواج آن اندازم و فرو روم و از درهاى گرانبهاى آن به دست آورم ؛ اگر اجازه دهى در مطالب غامض و مشكلاتى كه مدّتها است در سينهام خلجان مىكنند غوص كنيم و گرنه امر با تو است . من پى گمشدهاى مىگردم و در يافتن حقيقتى بحث مىكنم ؛ اگر « حقّ » آشكار گرديد كه بايد از آن تبعيّت نمود و گرنه به گفتهء آن شاعر عمل مىكنيم كه :
« نحن بما عندنا و انت بما عن * دك راض و الرّأى مختلف »
( ما به آنچه داريم راضى هستيم و شما به آنچه خود داريد ، در حالى كه نظريّات ما مختلف است ) . اگر اجازه فرمودى دو مبحث را مورد گفتگو قرار خواهم داد :