آن را احاطه كرده بودند . قلهى كوه آلاگوز در سمت راست ما و قلهى آقداغ « 1 » در سمت چپ ما از وراى حلقهى كوههاى ديگرى كه گوكچه را تنگ در آغوش گرفته بودند ، باشكوه تمام نمايان بود . جاده بعد از گذشتن از يك سلسله پيچ و خمهاى خطرناك كه اين گردنه را در دامنهى كوه ساخته بودند ، تا لبهى درياچه پايين مىآمد . البته در حال حاضر اين مسير ، مسيرى عالى است ، ولى در زمان گذشته جادهى بسيار وحشتناكى به شمار مىآمده است و به مصداق يك ضرب المثل ارمنى ، گذرگاه گوك - چه را گذرگاه مرگ مىناميدند .
در جزيرهى كوچكى كه با كنارهى درياچه فاصله چندانى ندارد ، صومعهى سوانگا « 2 » يكى از كهنترين صومعههاى ارمنى و شايد هم دنيا ، قرار دارد . چون علاقه داشتم آن را از نزديك ببينم ، به رانندهها دستور داديم ارابهها را نگه دارند . نحوهى خبر دادن ما هم حكايتى داشت . ژروم با تپانچه تيرى خالى كرد و به صداى آن ، كه براى جزيرهنشينان علامت شناخته شدهيى بود ، فورا قايقى از جزيره به سوى ما حركت نمود . وقتى كه از قايق پياده شديم ، كشيش پيرى به پيشواز ما آمد و دهليز درازى را كه به اتاقكهايى باز مىشد ، همچنين سفرهخانهى قديمى صومعه را به ما نشان داد . كندهكارى روى درها كه بسيار تحسينانگيز بود ، از دوران اعتلاى هنر ارمنى حكايت مىكرد ، ولى متأسفانه مدتى است كه اين هنر رو به افول گذاشته است . در اين سفرهخانه زيورآلات عجيب و گرانبها و قبرهاى قديمى ديده مىشد . در انتهاى جزيره ، نزديك خرابههاى صومعهى اوليه ، معبدى بنا شده بود كه به نظرم به يوحناى قديس « 3 » اختصاص داشت . البته غير از قدمت قابل احترام آن بنا - كه به قرن چهارم مربوط مىشد - چيز شايان ملاحظهى ديگرى نداشت .
در ايستگاه النوفكا « 4 » براى ناهار ماهىهاى قزلآلايى را كه از درياچه صيد شده بود با لذت تمام خورديم . اين ماهىها علاوه بر آنكه بسيار خوشمزه بودند ، اگر نوشتهى ماركوپولو درست باشد ، از قرنها پيش حالت اعجازآميزى نيز دارند :
درياچهى بزرگى بود كه آب آن از كوهستانى در نزديكى كليساى سن - ليونارد « 5 »
هامش
( 1 ) .Ak - Dagh( 2 ) .Sevanga( 3 ) .Saint jean: اسم يكى از حواريون دوازدهگانه و حوارى محبوب عيسى مسيح و تعداد زيادى از قديسين بعدى . م .
( 4 ) .Elenofka( 5 ) .San - lionanrd[ يا به تلفظ فرانسوىSaint - leonard] نام يكى از بزرگان دين مسيح و يكى از زاهدان معروف قرن ششم ميلادى . م .