را به شك و دودلى برنگردانيد ، پس هرگاه علم پيدا كرديد ، طبق آن عمل كنيد و هرگاه به امرى يقين داريد ، اقدام به عمل آوريد » .
باز در كلام ديگرش مىفرمايد :
« العلم مقرون بالعمل » . « 1 »
« علم توأم با عمل است » .
به واسطهء اين مرحلهء دوّم از معرفت ، مردم خداشناس و خاضع در برابر او ، از اشخاص منكر و خوددار از سعى و عمل ، بازشناخته مىشوند و از همديگر ممتاز مىگردند .
سوّم : مرتبهء توحيد و يگانه دانستن اوست ؛ يعنى اثبات اينكه خدا يگانه است و شريكى ندارد و در اين مرحله اديان توحيدى ، از اديان شركآميز كه غير از خدا به خدايان ديگرى قايلند ، از هم جدا مىگردند و توحيد باعث تكامل اذعان و ايمان نسبت به وجود خدا مىشود .
چهارم : مرتبهء اخلاص است كه انسان علما و عملا از ماسوى اعراض كند و هستى واقعى را منحصر در او بداند و يقين كند كه انسان جز خدا هركه را بخواهد و به هرچه دل ببندد ، جملگى باطل و بى اساس است .
در اين مرحله ، هرنوع محدوديّت حتّى فرضى و يا خيالى هم از خدا نفى مىشود . او يگانه به معناى واقعى كلمه است كه اساسا
هامش
( 1 ) - در صفحات گذشته ، ص 25 اين حديث و نظايرش با مأخذ گفته آمد .