« جز خدا هر موجودى كه به وحدت و يگانگى توصيف شود ، كم است و هر صاحب عزّتى غير خدا ، خوار و زبون است و هر نيرومندى جز خدا ضعيف و ناتوان است و هر مالكى به استثناى خدا ، خود مملوك است و صاحب اختيار خود نيست و تمام وجودش در قبضهء قدرت الهى مىباشد و هر دانايى جز خدا ، يادگيرنده است و غير از خدا ، هر آشكارى ، پنهان نيست ( ؛ زيرا براى شناخت آن واسطهاى لازم است ) و جز خدا هر پنهانى ، آشكار است ( ؛ زيرا در عينحال كه پىبردن به ذات خدا از هرچيزى آشكارتر است ، شناخت كنه و حقيقت ذات او ، از هرچيز ، پوشيدهتر است ) » .
[ كلام حضرت على عليه السّلام حول جهان برين ]
و در بيان جهان برين و شناساندن موجودات علوى چنين مىگويد :
« صور عارية عن الموادّ ، خالية عن القوّة و الاستعداد » . « 1 »
« آنها موجودات كاملى هستند كه داراى مادّه نيستند و خالى از قوّه و استعدادند چون تمام فعليّت و كمالند » .
بايستى در اسلوبى كه على عليه السّلام در تنظيم اين مسائل توحيدى به كار برده و تركيبى كه آن بزرگوار در طرح مباحث الهى انجام داده ، توجّه و تأمّل كرد كه چگونه روى صراط باريكتر از موى برهان ، راه
هامش
( 1 ) - اين حديث را مرحوم سبزوارى در شرح منظومه ، صفحهء 190 به تمام آورده است و در فصل يازدهم همين رساله نيز مستقلّا مورد بحث قرار گرفته است ، مراجعه شود .