دو نوع قضاوت علمى و حقوقى
كسى كه در مسائل حقوقى ، داورى مىكند ، فقط بايد ماهيّت مسألهء مورد دعوى را بشناسد و ارتباط آنرا با قوانين جاريه بفهمد و سپس اقدام به قضاوت و داورى كند و مسائل حقوقى نوعا قضاياى جزئى ( در مقابل كلّى ) و حسّى هستند كه هركس در اطراف آنها آگاهى داشته باشد ، بهخوبى مىتواند از عهدهء تصوّر و درك آن برآيد .
او فقط نبايد از حريم « عدالت » پا فراتر بگذارد و نيز نبايد بين آنچه مىبيند و آنچه قضاوت مىكند فرقى بگذارد . و بالأخره هرچه باشد ، داورى او در يك مسألهء اعتبارى و قراردادى است كه در جريان خارجى ، قضاوتش پيروى مىشود .
امّا كسى كه در مسألهء علمى و خصوصا فلسفى قضاوت مىكند ، كارش مشكلتر و گرفتارىاش بيشتر است ؛ زيرا از يك سو ، حواس و محسوسات ، او را به طرف امور جزئى مىكشاند و وى را در محدودهء تشخّصات و تعيّنات زندانى مىكند و در نتيجه به او مجال