امّا ماجراى فلسفه هرگز چنين نيست ؛ فلسفه كه عبارت است از بحث استدلالى در زمينهء حقيقت پديدهها ، هيچوقت تنها به رجال و آرايشان و يا اتّفاق ، اجماع و شهرتها ، اعتنا نمىكند و نبايد هم اعتنا داشته باشد .
چگونه ممكن است در شناخت واقعيّت اشياى خارجى ، نظرات و آراى اظهار شده پيرامون آنها كافى باشد ؟ و چگونه مىتوانيم در آرامش نفس و اعتماد به واقعيّات و حقايق جهان هستى ، فقط به چند رأى و نظريّه دربارهء آن دلخوش كنيم و آنها را پناهگاه علمى بدانيم ؟ !
پس نتيجه اينكه شما خوانندهء عزيز ! بايستى اين حرفها را رها كنيد و باور نماييد كه دين حقيقى ، مردم را جز به فلسفهء الهى نمىخواند و ايندو كاملا وحدت هدف دارند و آن اينكه : انسان از روى دليل عقلى به عالم ماوراى طبيعت ، يقين و علم پيدا كند .
على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى ) — صفحة 21
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢١