خانهء كعبه را طواف كردم . ديگر از پس نماز خفتن سخن دنيا نگفتم . سديگر پيش از نماز ديگر چهار ركعت نگذاشتم .
و گويند چون اجلش فراز رسيد وزير را بخواند و گفت در ديوان بنگر تا چند كس كشتهام ؟ نگاه
] a 232 [
كرد چهل هزار سوار و سى هزار غلام از آن خويش كشته بود . وزير گفت غم مخور كه همه را بحجّت كشتى . حجّاج گفت اگر روز قيامت امير من باشم و وزير تو ، چنين بود .
و گويند در حال نزع مادرش بر بالين او نشسته بود و مىگريست . حجّاج گفت مرا مىگرى ؟ گفت آرى ، ندانم كه خداى تعالى با تو چه كند ! گفت اگر كار من به تو ماند چه كنى ؟ گفت ترا عفو كنم . حجّاج سه بار بخداى سوگند خورد كه خداى هزار بار از تو مهربانترست .
گويند چون او بمرد هيچكس نيامد كه او را دفن كند . كنيزكى داشت چون آن حال بديد بر بام آمد و اين چند بيت بگفت :
اليوم يرحمنا من كان يرهبنا * اليوم نتبع من كانوا لنا تبعا
اليوم نخضع للاقوام كلّهم * اليوم يرفع منّا الحزن و الجزعا
اللّه برّ « 1 » كريم ماجد صمد * لو شاء يغفر للحجّاج ما صنعا
هامش
( 1 ) - متن : برى .