تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
كردندى ، خداى او را معجزه و برهانى داد بر آن
] a 971 [
صفت كه مرده زنده مىكرد و پيس و اكمه و معلول را درست مىگردانيد تا اطبّاء همه عالم در آن عاجز شدند ، و بدانستند كه آن كار خدائيست ، و بحكمت و علم راست نيايد . و در زمانهء رسول ما صلّى اللّه عليه و سلّم بفصاحت فخر كردندى ، خداى تعالى او را فصاحتى داد و قرآنى و كتابى فرستاد كه بلغاى عالم و فصحاى عرب و عجم از آن عاجز و متحيّر شدند و بدلالات و آيات همه را معلوم گشت كه آن همه تأييد يزدانيست و تواتر وحى آسمانيست و عطاى سبحانيست ، چنان كه كلام بارى تعالى بدان ناطق است :
لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ ، وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً .
« 1 » پس گفتند اين بدانستيم علامتى ديگر دارى ؟ گفت دارم . گفتند چه دارى ؟ گفت مرده زنده كنم بفرمان خداى تعالى . گفتند اين بزرگ كاريست ، اگر توانى كرد . پس انديشه كردند كه مردهء كهن بايد كه زنده كند . هرچه انديشه كردند كهن‌تر از سام كسى نبود كه پسر نوح بود ، و ايشان شنيده بودند كه گور او در وادى است بر كوهى از كوههاى بيت المقدس . پس گفتند او را زنده كن . عيسى گفت نيك آيد . بيرون آمد و خلق از پس او بدان وادى آمدند . عيسى آواز داد كه يا سام بن نوح قم باذن اللّه . گويند چهار هزار سال بود تا او مرده بود آنجا كه گور او بود ، زمين بجنبيد ، و بشكافت و سام
] a 081 [
سر از زمين بركرد و بنشست ، و خاك از سر و ريشش فرو مىريخت ، و ريش و موى او سپيد شده بود . و پيش از ابرهيم عليه السّلام كس را ريش و موى سپيد نبودى . ايشان گفتند يا عيسى اين سام نيست كه اين را ريش سپيدست . عيسى گفت ازو بپرسيد كه تو كيستى و من كيم . بپرسيدند . گفت من سام بن نوح و او عيسى بن مريم پيغامبر
هامش
( 1 ) - الاسراء 88
قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 374 | ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري