فامّا خداوندان علم اين قصّه را درست ندارند و ردّ كنند . يكى آنست كه گويند روا نبود كه ديو بر جاى پيغامبران نشيند . و نيز روا نباشد كه گرد زنان پيغامبران توانند گشتن . و نيز آصف بدان وقت زنده بود و نام بزرگ حق تعالى مىدانست كى روا بودى كه ديو را طاعت داشتى . و نيز ديو خود را بر صورت پيغامبران نتواند كرد .
فامّا جملهء مفسّران گويند كه رفتن مملكت دانيم ليكن چگونه ندانيم « 1 » .
و باخبار آمده است كه سبب رفتن مملكت سليمان آن بود كه چهل روز اندامهاى او از كار برفت بدان سبب كه ديو او را جادوى كرده بود . و آصف و زنان او كه پيغامبرزادگان بودند و بلقيس ، او را پنهان ميداشتند . و آصف تماثيلى كرده بود هر روز بر تخت نهادى و خود بر جاى خويش مىبودى و كارهاى مملكت مىراندى تا خلق پنداشتند كه سليمان است :
وَ أَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً .
« 2 » اى جسدا بلا روح .
و بعضى گفتند سبب شدن مملكت آن بود كه چهل روز ديوان از فرمان او بدر آمدند و مرغان بپراكندند و باد نيامد ، و كارهاى مملكت آشفته شد . سليمان به خانه درآمد و بمحراب بيستاد و دعا و زارى
] a 541 [
كرد تا حق تعالى باز همه را مسخّر او كرد .
و اهل حقيقت گويند سبب رفتن مملكت آن بود كه سليمان روزى از تخت فرود آمد يك حكم ناكرده بماند آن روز ، حق تعالى از او نپسنديد و برآمدن تخت برو بسته كرد تا چهل روز نتوانست برآمدن .
و سخن گفتند كه ملك ازو چرا رفت . بعضى گفتهاند زنى بزنى كرد نه از بنى اسرايل ، دختر ملك روم ، بياورد « 3 » و به خانه مىداشت و آن زن غمناك
هامش
( 1 ) - چگونگى را تحقيق نمىدانيم
( 2 ) - ص 34
( 3 ) - نه از بنى اسرائيل بود ، دختر ملك روم بود ، بياورد